ژویی سانس و اربابْ دال هایِ برنامه ریزی: چارچوب نوین تحلیل عرصه نمادین برنامه ریزی

نویسندگان

1 استادیار، گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.52547/SDGE.3.4.156
چکیده

میل، بعد اصلی برنامه­ریزی فضایی است و از سوی اربابْ­دال­های مسلّط بر این عرصه، جهت­دهی می­شود. این دو گزاره، مایه­ مقاله­­ پیش­رو را شکل می­دهد که قصد آن افکندن پرتوی بر جایگاه میل در برنامه­ریزی و کاوش در گسست نوآورانه­ برنامه­ریزی پسا اثبات­گرا از برنامه­ریزی علمی و ابزاری به­واسطه­ی طرح مفاهیمی نوین است. نظریه­ برنامه­ریزی علمی و اثبات­گرا که تمرکز خود را چگونگی ساخت محیط مصنوع و سازوکارهای تصمیم­سازی فنی معطوف کرده است، در خلأ آگاهی نسبت به سازوکارهای میل و ناخودآگاه، در برخی موارد از تبیین چرایی بروز برخی رفتارها و کنش­های متناقض در عرصه­ برنامه­ریزی ناتوان بوده و تداوم آن بر ژرف­تر شدن بحران آگاهی نسبت به تحولات برنامه­ریزی، افزوده است. به منظور پاسخگویی به این کاستی، تأمل در شرح لَکان از «ماهیت و حقیقت» میل و سوژه، محور اصلی پژوهش خواهد بود. اندیشه­ لکان، مکان تدوین آگاهی و درک ناخودآگاه به عنوان جایگاه میل است و مختصات عرصه­ نمادین برنامه­ریزی و سازوکار شکل­گیری ایده­ئولوژی و گفتمان مسلّط بر این عرصه را ترسیم می­کند و ادعای ارائه­ نوعی از برنامه­ریزی کارآمدتر ندارد و تنها منظری است برای بررسی انتقادی واقعیت برنامه­ریزی. دستاورد مقاله، چارچوبی تحلیلی است که ضمن به­کارگیری مفاهیم اندیشه­ لکان (با تاکید ویژه بر مفهوم میل و ژویی­سانس) برای تبیین رُخ­دادها و رفتارهای کنش­گران عرصه­ تصمیم­سازی، از نظام بسته­ برنامه­ریزی علمی درمی­گذرد و نشان دهنده­ نابسنده بودن برخی از اصول جزمی آن خواهد بود.