بازنمود برخی از انگاره‌های اشخاص در ساقی‌نامة ظهوری وسعادت‌نامة استرآبادی بر اساس نظریة یونگ

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشکده زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، ایران

3 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، ایران

doi
10.30495/farsij.2022.1929726.1488
چکیده

یکی از نظریه‌هایی که در عصر حاضر در مضامین ادبی مورد کشف و بررسی قرار می‌گیرد نظریة کهن‌الگویی یونگ است. کهن‌الگوها، گنجینه‌ای از روان و اندیشة جمعی هستند که در هرکجا و هر زمان، فارغ از سنّت پدید می‌آیند و به‌دلیل فراوان بودن تجربیات انسانی نمی‌توان تعداد کهن‌الگوها را مشخص کرد. یونگ‌ این‌ مفاهیم‌ را اجزای ساختاری موروثی روان بشر دانسته و حرکت از من به‌سوی خود را مستلزم انکشاف لایه‌های مختلف ناخودآگاه فرد می‌داند. یکی از مباحث مهم انگاره‌های کهن‌الگویی اشخاص هستند که در ساقی‌نامة‌ظهوری‌ ترشیزی و سعادت‌نامةاسترآبادی بسیار دیده می‌شود اما به دلیل ناشناخته بودن این دو اثر پژوهش‌های کافی در مورد آنها صورت نگرفته و بسیاری از زوایای ارزشمند آنها پنهان مانده است. در این جستار می‌خواهیم با بررسی این مولفه در آثار مذکور، به تفسیر ابیات آنها کمک نموده و به این سوالات پاسخ دهیم که ظهوری‌ و استرآبادی چه شناختی نسبت به انگارة اشخاص کهن‌الگویی دارند و بسامد هر یک از انگاره‌ها در ساقی‌نامه و سعادت‌نامه چگونه است. به‌نظر می‌رسد با وجود عدم شناخت دانش کهن‌الگویی به معنای نوین، ظهوری‌ و استرآبادی شناخت عمیق و دقیقی از انگاره‌های کهن‌الگویی داشته و آنها را با استفاده از عنصر خیال در آثار خود به‌طور ویژه‌ای به‌کار برده‌اند. همچنین در این دو اثر انگاره‌های اشخاص مذهبی- ‌ملی بر سایر انواع برتری داشته و انگارة جوینده فقط مختص شاعر است که جست‌وجو کرده و در نهایت به عرفان رسیده است. نتیجة مطرح شده به روش کتاب‌خانه‌ای به شیوة تحلیلی- ‌توصیفی در نتیجه بیان شده است.