بررسی و مقایسه عشق ابلیس و انسان به معبودحقیقی(با تکیه بر آثار عرفانی از جمله: الهی نامه عطار و تمهیدات عین القضات همدانی)

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد زابل، دانشگاه آزاد اسلامی، زابل، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان صندوق پستی ۸۸۹_ ۱۴۶۶۵ تهران، ایران

doi
10.30495/farsij.2023.1941755.1552
چکیده

عشق نوعی تعادل زاینده است، تعادلی که باید ایجاد شود و تحت مراقبت قرار گیرد. عشق رنج و لذّت توأمان را به جوینده و سالک راه خود می‌دهد و تجربه‌ای از وحدت و یگانگی در میان تضادهاست. تضادی که گاه شیرین‌تر از عسل و گاه تلخ‌تر از زهر است؛ با همه این توصیفات، عاشق آن را برای رسیدن به معشوقش دوست دارد. می‌جنگد و می‌جوید، آن‌هم با تمام وجود. بر همین اساس، این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی - تحلیلی وبا ابزار کتابخانه ای به بررسی و مقایسۀ عشقِ ابلیس و انسان به معبود حقیقی بپردازد و از این میان با توجه به دو اثر ارزشمند الهی‌نامۀ شیخ عطار و تمهیدات عین‌القضات، نشان دهد؛ کدام‌یک مدافع ابلیس و عشق وی و کدام‌یک، جانبدار انسان و محبّت او نسبت به معبود، خالق و معشوق خود بوده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که برای رسیدن به‌حق، عطار و عین القضات، عشق را واجب سالک می‌دانند؛ بخصوص اگر این سالک، انسان ظلوماً جَهولا باشد یا ابلیس حاسد. همچنین هر دو عشق را وسیلۀ کمال معنوی دانسته‌اند و گاه با شدّت یا ضعف و خواسته و ناخواسته در مقایسۀ میان عشق انسان نسبت به معبود و ابلیس، تمایز قائل شده‌اند و حتی عطار بارها در الهی‌نامه به مخاطب خود این موضوع را گوشزد کرده است.