کاربرد تئوریهای زمانبندی بازار و سلسله مراتب تأمین مالی اصلاح شده در ساختار سرمایه شرکتها
نویسندگان
1 گروه حسابداری، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران
2 گروه حسابداری، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران
3 گروه حسابداری ، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران
doi
10.30495/faar.2023.707969چکیده
چکیده در این پژوهش تلاش میشود با استفاده از تئوری زمانبندی بازار و تئوری اصلاح شده سلسله مراتب تأمین مالی، عوامل مؤثر بر انتخاب روش تأمین مالی شناسایی و اولویتبندی شوند. در این پژوهش دادههای 183 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمعآوری گردید. برای جمعآوری اطلاعات و دادهها از روش کتابخانهای و به منظور بررسی روابط بین متغیرها و آزمون فرضیهها از مدل رگرسیون چندگانه در نرمافزار ایویوز نسخه ۱۰ استفاده گردید. فرضیههای اصلی این تحقیق مبتنی بر این موضوع است که به منظور تصمیمگیری مدیریت درباره ساختار سرمایه بهینه شرکت، میتوان بر اساس مدل تئوری زمانبندی بازار و تئوری بازنگری شده سلسله مراتب تأمین مالی، عمل نمود. در نتایج این تحقیق، شرکتهای مورد نظر جهت تأمین منابع مالی خود، در واقع از تئوری سلسله مراتب تأمین مالی پیروی مینمایند. یافتههای تحقیق نشاندهنده رابطه غیرخطی ᴜ شکل وارون بین تغییرات بدهی و کسری مالی و ارتباط خطی مستقیم بین تغییرات سرمایه و کسری مالی میباشد. همچنین آزمون مدل مرتبط با تئوری زمانبندی بازار، نشاندهنده رابطه معناداری بین میانگین موزون تأمین مالی برون سازمانی و ساختار سرمایه نمیباشد.