شگردهای پستمدرنیسم در رمان سپیدهدمایرانی براساس نظریه برایان مکهیل
نویسندگان
1 دانشجو
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی ،دانشکده ادبیات و علوم انسانی ،دانشگاه آزاد اسلامی ،تهران مرکزی،ایران
3 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
10.71638/farsij.2024.926574چکیده
چکیده به طور کلی نظریههای پستمدرنیستی به دو گروه عمده تقسیم شدهاند. گروه نخست نظریههای کسانی مانند بری لوئیس، پیتر والن و دیوید لاج را در برمیگیرد که فهرستی از مؤلفههای پسامدرنیستی (عدمقطعیت، پارانویا، بینظمیزمانی و...)ارائه میکنند. درگروهدوم، شاخصترین نظریه را برایان مکهیل مطرح-کردهاست کهبرایتبیین پسامدرنیسم از مفهوم "عنصرغالب" در فرمالیسم-روسی مددمیگیرد و مشخصه پسامدرنیسم را وجودشناسی(در تباین بودن با معرفتشناسی که عنصر غالب مدرنیسم است) میداند. در راستای تحقق این هدف،ابتدا شگردهاو مؤلفههاییاز رمان سپیدهدمایرانی استخراجو درسه-بخش عناصرداستان، مفهوم، شکل یاصورت موردبررسی قرارمیگیرد؛ سپس براساس نظریه غالب برایان مکهیل که در اصل ویژگی داستانهای پسامدرن را طرح مباحث هستیشناسانه میداند، مشخص میشود که این شگردها و مؤلفهها تا چه حد در برجسته کردن عناصرهستیشناسانه اثر مورد نظر نقش دارند. نتیجهنشان-میدهد کهدراین رمان، نویسنده بهخوبی از تکنیک چندصدایی، عدم-قطعیّت،اتصالکوتاه،عدمانسجامذهنوآشفتگیشخصیتهاو...به بهترین شکل بهرهگرفته و رمان خود را در کنار آثار پستمدرن قرار داده است. واژگان کلیدی: سپیدهدمایرانی، پستمدرنیسم، مکهیل، مبانی وجودشناسی.