قاف و البرز در بستر باورهای گذشته و حال
نویسندگان
1 استادیارگروه آموزش زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
2 مدرس مدعو گروه آموزش زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.
doi
10.71638/farsij.2024.926577چکیده
ق نام سورهای با موضوع معاد است. ق در پهلوی کوف و با واژۀ قفقاز در ارتباط است. گذشتگان ذهنیّت داشتهاند که: قاف زمین را احاطه کرده و آسمان بر آن قرار دارد و منشاء پیدایش کوههاست. گاهی آن را قرارگاه فرشتگان و اَجنّه، جایگاهی از طلا، نقره و مُشک، غروب، آب حیات و محلّ سکونت سیمرغ پنداشتهاند. زرتشتیان، آن را البرز و جایگاه ایزد مهر میشمردند. شهرت برخی کوهها از جمله جودی، صفا، مـروه، طور سینا، زیتا و حرا و ... به علّت ارتباطی است که با پیامبران داشتهاند. از نظر ایرانیان باستان، کوه عامل ارتباط انسان و خداوند است و در اساطیر ایرانی، البرز، مکان سنجیدن اعمال نیکان و بدان، است. در متون صوفیه، ترکیباتی که یک بخش آن قاف است مثل قاف حیرت، معرفت، صبر و ... قاف به معنای مرحله است و بعضی مانند قاف قهر، ذوالجلال، قدرت، و ... صفات خداوند، هستند. از تشابه البرز و قاف، میتوان گفت که: انگارۀ بالندگی کوه، از اسطورۀ ایرانی البرز، به روایات اساطیری قاف، راه یافتهاست و اصالتاً اندیشهای ایرانی است و دگردیسی البرز ایرانی در قاف و ادامۀ زندگی اساطیری آن، با پذیرش دین اسلام از سوی ایرانیان، بعضی جنبههای فرهنگ ایران اسلامی، از بدنۀ فرهنگ ایرانیان حذف نشدند بلکه به لایههای عمیقتر، پیوستند. تأثیر این دو کوه بر تزکیّه پیامبران، بزرگان و ارتباط آن با انسان و خداوند، نگارندگان را بر آن داشت تا در قالب مقالهای با روش توصیفی و تحلیلی، به واکاویی ویژگیها و دیدگاههای مختلف دربارۀ این دو کوه بپردازند.