تاثیر استعمار بر زنان افغان در رمان های محمدحسین محمدی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.71638/farsij.2024.926559چکیده
نقد پسااستعمارگرایی، گفتمانی است متشکل از نظریات افرادی چون فانون، ادوارد سعید و... که میتوان آنهارا در زیر متنیت رشتههایی مانند: هنر، ادبیات و علوم سیاسی قرار داد. در حوزة ادبیات رویکرد پسااستعماری به واکاوی ادبیات کشور مستعمره و بررسی آثار نویسندگان مهاجر آن میپردازد. این مقاله با روش تحقیق توصیفی _ تحلیلی به بررسی آثار داستانی محمدحسین محمدی نویسندة افغانی پرداخته که در آثارش، نحوة تسلط استعمار بر فرهنگ و میزان مقاومت این فرهنگ در برابر سلطه را به تصویر میکشد؛ مقاومتی که نوع کنشگری آن میان جنسیت زن و مرد متفاوت است. زنان اگر چه در جایگاه فرودست جنسی قرار گرفتهاند اما ساختارهای جدید هویتی بر اساس دیالکتیک حاکم بر جامعه سبب میشود تا خوانشی متفاوت از آن چه آنان را در قالب شی شدگی در جهان مردسالارانه میداند را به عرصة حضور برسانند. بررسی ادبیات از نگاه پسا استعماری گوش فرا دادن به صدای فراموش شدة مردمانی است که سالها تحت استعمار بودهاند. این ادبیات فرایندی را به تصویر میکشد که مردمان مستعمره، از طریق آن یا خود را با شرایط موجود همراه دانستهاند و به نوعی دچار پدیدة ذوب شدگی گردیدهاند و یا به تقابل با این هجمه پرداختهاند.