تحليل رفتار متقابل شخصیتها در داستان بهرام گور و کنیزش بر اساس نظریۀ اریک برن
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران. (نویسنده مسئول)
3 استادیار گروه مشاوره، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران.
doi
10.71638/FARSIJ.2024.1105611چکیده
اساس نظریۀ تحليل رفتار متقابل اریک برن، بر سه جنبۀ والد، کودک و بالغ بنا شدهاست. از تعامل بین حالات نفسانی میتوان در تجزیه و تحلیل رفتارهای آدمی، درامور بالینی، درمانی، ارتباطات و رفتار استفاده کرد. تجزیه و تحلیل حالات من، در متون ادبی، شيوهاي مناسب و کاربردی، برای پی بردن به ریشههای رفتار میباشد. نظامی گنجوی در داستانهایش به موقعیتهای مربوط به روابط انسانی و حالات روحی و روانی شخصيّتها و ارتباطات آنها توجّه کردهاست، از اینرو گونهشناسی رفتاری شخصيّتهای داستانهای او از دیدگاه این نظریه قابل بررسی است. در اين پژوهش، با رویکرد میان رشتهای و با تکیه بر منابع کتابخانهای به شيوه توصيفی ـ تحليلی، روابط بین شخصيّتهای داستان¬ بهرام گور و کنیزش را مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهیم و برآنیم نشان دهیم داستانهای متون کهن ادب پارسی، ظرفیت و قابلیت نقد روانشناختی را دارند. نگارندگان در این جستار، پس از بیان مبانی نظری و توضیح اصطلاحات روانشناسی، ابیات داستان را، با توجّه به سرنخها و نشانههای نظریه رفتار متقابل تفسیر و تبیین نمودهاند. یافتهها نشان میدهد که ابعاد شخصيتی اشخاص در داستانها، در قالب رفتارهایشان آشکار میشوند. ماهیت کلی داستان کودک/ والد است که بالغ بر آن غلبه دارد. از جهت مثلث کارپمن، بهرام ستمگر است، کنیز قرباني و سرهنگ منجی.