بررسی ارتباط میان ساختار فضایی منطقهای و استطاعتپذیری مسکن در 22 استان کشور
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، ایران
2 گروه شهرسازی، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 گروه برنامهریزی شهری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر تهران، ایران
doi
10.52547/sdge.2.3.19چکیده
در دو دهه اخیر توسعه چندمرکزی توجه زیادی را در ادبیات نظری و اسناد سیاسی به سوی خود معطوف کرده است. طرفداران چندمرکزیتی معتقدند این الگوی فضایی میتواند توازنی را میان اهداف متناقض رقابتپذیری اقتصادی، انسجام اجتماعی و پایداری محیطی در مقیاسهای مختلف ایجاد کند. تا به حال، مطالعات زیادی به بررسی اثربخشی و کارایی فرضیات مطرح شده در ارتباط با ساختارهای چندمرکزی پرداختند اما پژوهشهای انگشت شماری به بررسی ارتباط میان قیمت زمین و استطاعتپذیری مسکن توجه کردند. در این راستا، ابتدا استانهای کشور با دو شاخص پراکنش فضایی و توزیع اندازه شهرها مورد سنجش قرار گرفتند. و سپس با استفاده از رگرسیون دو متغیره ارتباط آنها با شاخصهای قیمت زمین، رشد قیمت زمین و استطاعتپذیری مسکن بررسی شدند. یافتههای پژوهش از الگوهای فضایی چندمرکزی حمایت میکند. به طوری که میان پراکنش فضایی شهرها و توزیع اندازه شهرها و قیمت زمین ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین پراکنش فضایی متوازن مراکز شهرها در پهنه سرزمین میتواند تا حدودی رشد قیمت مسکن را کنترل کند. به علاوه، بین شاخصهای چندمرکزی و استطاعتپذیری مسکن ارتباط نسبتا محکم و معناداری پیدا شده است. بنابراین، به نظر میرسد ساختارهای چندمرکزی میتوانند در زمان اوج تابآوری بیشتری در برابر رشد قیمت مسکن داشته باشند.