سبک رابطه انسان و پدیدههای هستی در مثنوی معنوی (نگاهی جامعه شناسانه به حکایتهای مثنوی بر پایۀ نظریۀ زندگی روزمره)
نویسندگان
1 استاد دانشگاه شهید چمران اهواز
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول،ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دزفول ، دانشگاه آزاد اسلامی، دزفول ، ایران
doi
doi.org/10.71638/farsij.2024.926449چکیده
چکیده زمینه و هدف : از زمانی که نخستین جوامع انسانی شکل گرفت. رفتار انسان با دیگر افراد جامعه نیز اهمیت پیدا کرد، زیرا رفتار انسان به عنوان یک موجود اجتماعی در شکل گیری تعاملات او با افراد جامعه ارتباط مستقیم دارد. اندیشمندان و جامعه شناسان، در هر دورهای با دقت و غور در چگونگی ارتباط انسانها با هم، اصول جامعه شناسی را بیان کردهاند و بر اساس این اصول ارزش-ها و ضد ارزشهای اجتماعی را تعیین نمودهاند. روشها: این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. یافتهها: مولانا جلال الدین محمد بلخی عارف اندیشمند و شاعر قرن هفتم نیز از این قاعده مستثنی نیست. او ریزترین کنشها و برهم کنشهای انسانها را زیر نظر میگیرد و با بررسی تعاملات و واکنشهای بشری، به بیان مشکلات رفتاری آنها میپردازد و با انتقاد از کنشها و برهم کنشهای نادرست، راه درست تعامل با دیگران و شیوۀ مناسب زندگی اجتماعی و راه رسیدن به سعادت را به همگان ارائه میدهد. توجه مولانا به مناسبات اجتماعی در لایههای مختلف جامعه این انگیزه و این احساس نیاز را ایجاد میکند، تا مثنوی که حاصل سالها تجربه، زندگی عارفانه و اجتماعی مولانا است از منظر جامعه شناسی تحلیل و بررسی شود. این شیوۀ بررسی، با مدد از جامعه شناسی ادبیات که دانشی نوپا و در عین حال پویا است، امکان پذیر میباشد.