بررسی کاربرد استعارات عرفانی وحدت وجودی؛ گذر از لفظ به معنا در گلشن راز شبستری

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان وادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاداسلامی، زنجان، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی ، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران.

3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران. نویسنده مسئول: arian.h@iau.ir

doi
//doi.org/10.71638/farsij.2025.1202216
چکیده

گلشن راز شبستری اشتمال بر منظومة افکاری دارد که تحت تأثیر مکتب ابن‌عربی و نمایندة تمام عیار اندیشة شیخ اکبر در شرق اسلام است. در این مقاله با روش توصیفی‌تحلیلی برآنیم تا با تکیه بر اصول نظریة زیبا شناختی شعر، گذر از مرحله لفظ به ساحت معنا را در گلشن راز بررسی کنیم تا به این سوال بنیادی پاسخ دهیم که روش کاربرد استعارات عرفانی وحدت وجودی و فرآیند گذر از لفظ به معنا در این اثر چگونه است؟ براساس نتایج تحقیق، شبستری با استعانت از رمز، شکل استعاره‌های مبتنی بر «تأویل عرفانی» را از عناصر وحدت وجودی مکتب ابن‌عربی به عاریت گرفته و فرایند گذر از لفظ به معنا را تفسیر کرده است. او تأکید دارد که قدرت تشخیص سالک منجر به معناشناسی استعاره‌های شعری می‌شود و با تکیه بر این قوة ممیزه، می‌تواند معانی واقعی را که در صور خیال مبتنی بر جهان مادی کشف می‌شود از مرحلة الفاظ فراتر برده، «معانی» را بفهمد. در این مقاله، نگارندگان براساس اصول روش تحقیق ملزم به تحدید دامنة پژوهش و تمرکز روی محور بحث هستند؛