واکاوی کنش شخصیتهای رمان «تصرف» از تورج زاهدی برمبنای کهن الگوی یونگ
نویسندگان
1 دانشیار زبان وادبیات فارسی، گروه زبان وادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
2 دانشجوی دکتری زبان وادبیات فارسی، گروه زبان وادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
3 استادیار زبان وادبیات فارسی، گروه زبان وادبیات فارسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
doi
10.30495/farsij.2022.1929804.1489چکیده
ناخودآگاه و کهنالگوهایی همچون رویا، خود، آنیما، سایه، اضداد و تولّد دوباره در نظریۀ یونگ در آثاری که جنبههای عرفانی، درونگرایانه و روانشناختی دارند، نمود بیشتری مییابند. رمان تصرف اثر تورج زاهدی روایتی از شهودهای قهرمان داستان از عالم ناخودآگاه است. این رمان از سه کتاب و در مجموع سی و شش فصل تشکیل شده است. در کتاب اول، احضار، شخصیت اصلی رمان سید صبا حشمتی به پیشگاه شیطان احضار میشود. در کتاب دوم تسخیر، روح شخصیت اصلی به تسخیر شیطان در میآید و در کتاب سوم توسل، سید صبای اسیر در دست شیطان، با توسل به انوار الهی و دستی یاریگر از عالم غیب از تسخیر شیطان رها میگردد. هدف از این جستار واکاوی کارکرد کهن الگوی فرایند فردیت یونگ در کنش شخصیت-های رمان تصرف تورج زاهدی است. روش تحلیل در این پژوهش تحلیلی- توصیفی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد، شخصیت اصلی رمان، سید صبا حشمتی، به جست وجو در ناخودآگاه برای دستیابی به کمال انسانی دعوت میشود. وی برای درک خویشتن، تمامی مراحل سلوک آیینی را با شناخت آنیما، دریافت راهنماییهای پیرخرد ومبارزه با جنبههای گوناگون سایۀ خود، طی میکند تا به رشد، بالندگی و سازشی با خود درون دست یابد.