(بررسی اخلاقوظیفهگرا در رمان شبچراغ اثر جمال میرصادقی از منظر فکری امانوئلکانت)
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه ازاد اسلامی، کرج. ایران.
2 دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج. ایران
3 عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد کرج، دانشگاه ازاد اسلامی، کرج. ایران.
doi
//doi.org/10.71638/farsij.2025.1119352چکیده
خوانش متون ادبی با رویکرد نقد اخلاقی یکی از راههای شناخت بهتر متن و شخصیتهای داستان برای مخاطب و افزودن به گسترۀ دید و دانش اوست. نظریۀاخلاقی وظیفهگرا که توسط امانوئل کانت فیلسوف شهیر آلمانی مطرح شد انقلابی شگرف در حوزۀ اخلاق پدید آورد.کانت برای نخستین بار در تعریف کار نیک، از نیت و قصد انسان سخن گفت بیآنکه نتیجۀ عمل در تعیین ارزش آن تأثیرگذار باشد.بسط این قانون اخلاقی در جامعه همواره با چالشهای گوناگون همراه بوده است خاصه آنکه بخواهیم چنین مبحث اخلاقی پیچیدهای را در یک اثر داستانی مورد تحلیل قرار دهیم.رمان شبچراغ اثر جمال میرصادقی تصویر دقیقی از سرخوردگی یک نسل پس از کودتای28 مرداد در ایران ترسیم میکند.شخصیت محوری این داستان(علی) انسانی آرمانگرا و اخلاقمدار است که میتواند نمونۀ بسیار خوبی برای چنین پژوهشی باشد.مقالۀ پیش رو به روش تحلیلی-توصیفی شخصیت علی را به لحاظ اخلاق کانتی مورد مطالعه قرار داده و بر این اساس برایند کار نشان میدهد اگر چه علی در این داستان انسانی باورمند به نیکرفتاری و فضائل پسندیده است اما در برخی بزنگاههای اخلاقی مطابق آموزههای کانت وظیفهای که در قبال عمل خیر اخلاقی دارد با وظیفۀ او در قبال حفظ خانواده در تعارض قرار میگیرد. تمایز میان عواقب یک عمل و نیت پشت آن از نظر کانت مضمونی مهم است که شخصیت اصلی این داستان را به چالش میکشد.