تحلیل مناسبات بینامتنی کلیلهودمنه و منظومۀ روباه راینکه اثر یوهان ولفگانگ گوته
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات آلمانی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 استادیار گروه زبان روسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
//doi.org/10.71638/farsij.2025.1103842چکیده
کلیلهودمنه یکی از معروفترین و غنیترین آثار فابل و تعلیمی در میراث ادبی و فرهنگی جهان و سرشار از حکایتهای تمثیلی پندآموز است که به بسیاری از زبانهای زندۀ دنیا ترجمه شده و تقلیدها و اقتباسهای فراوانی از آن صورت گرفته است. ردّپای این اثر را در آثار برخی کشورهای اروپایی، از جمله ادبیات آلمان میتوان یافت. در مقالۀ حاضر سعی بر این است تا به روش تحلیل محتوا و نیز تحلیل تاریخی-فرهنگی، با تکیه بر مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی و استفاده از نظریۀ بینامتنیت ژرار ژنت، به تحلیل مناسبات بینامتنی کلیلهودمنه و منظومۀ مشهور روباه راینکه نوشتۀ یوهان ولفگانگ گوته بپردازیم. نتایج بررسیها نشان میدهد که رابطۀ بینامتنی این دو اثر از نوع بینامتنیت ضمنی بوده و واکاوی وجوه تشابه و تفارق میان آنها مؤیّد این مطلب است که سه باب شیر و گاو، بازجُست کار دمنه و شیر و شغال از کلیلهودمنه را میتوان از جمله پیشمتنهای مورد استفاده در نگارش منظومۀ نامبرده برشمرد. رمان روباه، اثر برجستۀ ادبیات عامیانۀ قرون وسطی در سدۀ دوازدهم میلادی و نیز داستانهای ازوپ، از دیگر پیشمتنهای منظومۀ گوته هستند. همچنین باید اذعان داشت که منظومۀ روباه راینکه یک پانورامای طنز عمیق و واقعگرایانه از زندگی مردم قرون وسطی در دورۀ سیستم فئودالی و نشاندهندۀ آن است که یک اثر میتواند فراتر از یک اقتباس ساده عمل کرده و اهمیّت و ارزش فرهنگی و اجتماعی بیابد. انجام این قبیل پژوهشها میتواند هر چه بیشتر بر نفوذ و تأثیر فرهنگ و ادب شرق بر غرب صحّه بگذارد.