شناسایی ضرورت طراحی برنامه درسی توانمندسازی راهبران آموزشی و تربیتی در دوره ابتدائی

نویسندگان

1 گروه علوم تربیتی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران. (نویسنده مسئول) ایمیل: aa.bayani@iau.ac.ir

2 گروه علوم تربیتی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران. ایمیل: ha.saemi@iau.ac.ir

3 گروه فلسفه، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران. ایمیل: naderi@iau.ac.ir

4 گروه علوم تربیتی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران. ایمیل: 4870040980@iau.ac.ir

5 گروه علوم تربیتی، واحد آزادشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، آزادشهر، ایران. ایمیل: dr.safarimaryam@iau.ac.ir

doi
چکیده

هدف این پژوهش شناسایی ضرورت طراحی برنامه درسی توانمندسازی راهبران آموزشی و تربیتی در دوره ابتدائی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شد. 19 صاحب‌نظر از حوزه‌های مختلف از جمله علوم‌تربیتی، روانشناسی، جامعه‌شناسی و همچنین راهبران آموزشی و تربیتی به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و در فرایند مصاحبه‌ها شرکت نمودند. داده‌ها ازطریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته و تعاملی تا رسیدن به حد اشباع نظری گردآوری شدند. یافته‌های به دست آمده از فرایند کدگذاری داده‌ها نشان داد که ضرورت طراحی برنامه درسی توانمندسازی راهبران آموزشی و تربیتی در دوره ابتدائی دارای سه مقوله اصلی افزایش اثربخشی برنامه‌های توانمندسازی راهبران (هشت مقوله فرعی: انسجام رویه در توانمندسازی راهبران، مشارکت فعال راهبران در برنامه‌های توانمندی خود، ضرورت پیوند برنامه‌های توانمندسازی راهبران به نیازهای واقعی معلمان، آگاهی از مشکلات مرتبط با توانمندی راهبران، افزایش کیفیت عملکردی راهبران، بهبود کیفیت آموزشی معلمان، بهبود کیفیت آموزشی مدارس و کاهش اقدامات نظارتی و کنترلی بر عملکرد راهبران)، افزایش دانش و آگاهی راهبران از برنامه‌های توانمندسازی (دو مقوله فرعی: اهمیت توجه به راهبران به عنوان راهنما و مشاور معلمان و آگاهی راهبران از اهمیت توانمندسازی خود) و ایجاد زیرساخت برای برنامه‌های توانمندسازی (دو مقوله فرعی: آماده‌سازی عوامل ساختاری در توانمندسازی راهبران و آماده‌سازی عوامل مدیریتی در توانمندسازی راهبران) است. با در نظر گرفتن نتایج به دست آمده می‌توان نتیجه‌گیری نمود که تدوین برنامه درسی توانمندسازی برای راهبران از یک سو می‌تواند کیفیت عملکردی آن‌ها را افزایش دهد و از سوی دیگر با اثرگذاری بر روی عملکرد آموزشی معلمان، دستیابی به اهداف و انتظارات نظام آموزشی را تسهیل نماید.