بررسی نقش کهن الگویی (اسطوره‌ای ـ عرفانی) مادر (با تکیه بر داستان‌های شوهر آهوخانم و چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم)

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران.

2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی ، بروجرد، ایران.

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد دورود ،دانشگاه آزاد اسلامی ، دورود، ایران.

doi
//doi.org/10.71638/farsij.2025.1129308
چکیده

پژوهش حاضر با عنوان: چگونگی نقش کهن الگویی (اسطوره‌ای ـ عرفانی) مادر در رمان‌های: شوهر آهوخانم و چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم در نظر داشته است تا با روش تحلیلی ـ توصیفی، نقش «مادر» را در این رمان‌ها بررسی کرده و از این منظر ابعاد معنوی شخصیت‌های اصلی داستان یعنی «آهو» و «کلاریس» را به خواننده نشان دهد. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد به اختصار عبارت از آن است که: هر دو نویسنده توانسته‌اند فضای اجتماعی ـ سیاسی وقت را تحت شعاع فضای روان‌شناختی (بر پایۀ ویژگی‌های نمادین کهن الگویی) قرار داده و جنبه‌های معنوی این دو شخصیت زن (= مادر) را برجسته و نگاه خواننده را به آنان همسو گردانند. علی محمد افغانی شخصیّت مادرانگی داستان را با همۀ فراز و فرودهایی که زندگی یک مادر می‌تواند داشته باشد به تصویر کشیده است به طوری که وقتی با دیدۀ مدرن نقد روان‌شناختی به این اثر نگریسته شود، انگاره‌های اسطوره‌ای که از مادر در ذهن تداعی می‌گردد را می‌توان در جای جای این اثر به روشنی دید. همچنین زویا پیرزاد در داستان خود درونیات پنهان یک مادر حقیقی را با ظرافتی زنانه بیان کرده و از این منظر داستان وی نیز بر پایۀ کهن الگوی مثبت و معنوی مادر قابل مشاهده است.