نقش استعاره در تبیین گفتمان دینی در شعر احمد عزیزی با رویکرد شناختی اجتماعی

نویسندگان

1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

doi
چکیده

گفتمان دینی در شعر فارسی به اشکال مختلف تجلی یافته است که غالباً در حوزه¬های دینداری، توحید، خداگرایی، بازگشت به فطرت، ولایت¬مداری، اعتقاد به مهدویت، قیام عاشورا و فرهنگ شهادت قابل بازنمایی می¬باشد. برآیند متن بیانگر آن است که اشعار احمد عزیزی از ظرفیت استعارة هستی¬شناختی برای عینیت بیشتر و الگوسازی مفاهیم ذهنی فوق بهره برده است. بر این اساس سه کلان استعارة / توحید، خداجویی، ولایت¬مداری، نهضت عاشورا و شهادت به مثابة مسیر- مقصد است / دین¬گرایی، توحید، انتظار منجی، نهضت عاشورا و شهادت به منزلة موجود زنده است / دین به مثابة پدیده/مادة دارای حجم است در حوزة گفتمان دین ساخته شده که خرداستعاره¬هایی نیز در جهت حمایت از استعارة اصلی شکل گرفته¬اند. همچنین طرح¬واره¬های تصوری حرکتی/مسیر، جانداری، حجمی و رویداد به همراه متغیرهای نگرش اعتقادی و مذهبی، نام/منزلت، اجتماع و فرهنگ بیشترین مشارکت را در تعامل دو رویکرد شناختی و اجتماعی داشتند. تجلی ایدئولوژی دینی و بینش انقلابی اسلامی که به عنوان گفتمان غالب در شعر احمد عزیزی کاربرد دارد، در بازنمایی فرهنگ ایرانی اسلامی و همبستگی دینی جوامع و ملت¬ها دارای نقش ویژه¬ای است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه¬ای به روش توصیفی- تحلیلی ضمن تبیین گفتمان دینی غالب در سروده¬های احمد عزیزی به بررسی و تحلیل نقش استعارة هستی¬شناختی در بازنمایی این نوع از گفتمان با رویکرد شناختی اجتماعی می¬پردازد.