تاثیر دو رویکرد استدلالهای خلاق مبتنی بر ریاضی و الگوریتمی در یادگیری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه علمی مطالعات تربیتی و برنامه ریزی درسی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران Zohreh.Rashidian@iau.ac.ir
2 دانشیار آموزش ریاضی، گروه ریاضی، واحد اراک، دانشگاه آزاد اسلامی، اراک، ایران. Majid.Haghverdi@iau.ac.ir
doi
چکیده
این مطالعه با بهرهگیری از چارچوب نظری )لایتنر ،2008)، به بررسی تأثیر دو رویکرد استدلالی متفاوت در یادگیری ریاضی میپردازد: استدلال الگوریتمی (AR) و استدلال خلاق مبتنی بر ریاضی. (CMR) چارچوب لایتنر با مرتبط ساختن استدلال به فرآیندهای تفکر، توانمندیهای دانشآموز و محیط یادگیری، منشأ و پیامدهای انواع مختلف استدلال را تشریح میکند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی این فرضیه است که یادگیری ریاضی با استفاده از استدلال خلاق میتواند کارآمدتر و پایدارتر از زمانی باشد که دانشآموزان صرفاً از استدلال الگوریتمی استفاده می کنند و صرفا رویههای حل از پیش تعیین شده به آنها ارائه می شود. در این مطالعه تجربی، 91 دانشآموز پایه نهم به دو گروه تقسیم شدند: گروه AR که با فرمولهای از پیش تعیین شده آموزش دیدند (n=48) و گروه CMR که بدون راهنمایی مستقیم، دانش آموزان راهحلها را کشف و تولید میکردند (n=43). تکالیف مطالعه حاضر بر اساس روشی بود که قبلاً توسط بوئسن؛ لایتنرو پالم (2010) و پالم و همکاران (2011) بصورت توسعه یافته استفاده شد. نتایج این مطالعه نشان داد که اگرچه گروه AR در طول جلسه تمرین عملکرد بهتری داشت (p < .0001,r=0.77) اما در آزمون یک هفته بعد، گروه CMR به طور معناداری برتر بودp = .001)، (d = 0.7 تحلیل همبستگی نشان داد که برای گروه CMR، ارتباط قوی بین عملکرد تمرین و آزمون وجود دارد (r = .81, p < .0001)، در حالی که این ارتباط برای گروه AR معنادار نبود