نگاهی تطبیقی به عناصر ساختاری داستان حضرت یوسف (ع) در قرآن و غزلیات حافظ و مولوی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران

doi
چکیده

داستان حضرت یوسف (ع) در قرآن کریم بنا بر بن‌مایه‌های عاشقانه ـ عارفانه نظیر: فراق و وصال، عشق و شیدایی، جور رقیب، صبر و ... در ادبیات فارسی جلوه‌ای خاص دارد. برخی از سرآمدان غزل فارسی مانند حافظ و مولوی برای اعتلای کلام خویش، انتقال بهتر مبانی فکری و ... به زندگی قرآنی حضرت یوسف (ع) توجه بیش‌تری داشته‌اند. این مقاله بر آن است به شیوه تحلیلی ـ توصیفی، احسن القصص را از منظر هنر داستان-پردازی در قرآن و غزلیات مولوی و حافظ بررسی نماید و برداشت دو شاعر نسبت به عناصر داستان از قبیل: شخصیت‌های اصل یا فرعی و تمثیلی داستان، زمینه، جدال، گفت‌گو، زاویه دید و ... نقد ساختاری نماید. چون تعداد غزل های حافظ کم‌تر از یک ششم تعداد غزلیات مولوی است بنابراین درون‌مایه، صحنه ها، پی رنگ (طرح) و برخی از دیگر عناصر داستانی زندگی حضرت یوسف (ع) در غزل‌های مولوی محسوس‌تر است و در اشعار مولوی اشاراتی به زندگی حضرت یوسف (ع) دیده می شود که در غزل‌های حافظ وجود ندارد.