بررسی عناصر برجستهساز در رمان نخلها و آدمهای نعمتالله سلیمانی، بر پایة زبانشناسی جفری لیچ
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی کرمانشاه.
2 دانشجوی دکترای گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه
doi
چکیده
برجستهسازی، بهکارگیری زبان است به گونهای که شیوة بیان جلب توجّه کند و پیام به گونهای منتقل شود که ارزش آن از بار اطلاعاتیاش بیشتر باشد. بر مبنای نظریۀ لیچ(Leech)، برجستهسازی(foregrounding) به دو صورت امکانپذیر است: نخست انحراف از قواعد حاکم بر زبان هنجار، دوم آنکه قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خودکار افزوده شود؛ بدین ترتیب برجستهسازی به دو شکل قاعدهکاهی(sub regularity) و قاعدهافزایی(extra regularity) در متون نظم و نثر حضور مییابد. بررسی عواملی که سبب برجستگی و تشخّص متن میشوند، موجب کشف نکات هنری اثر و درک لذّت بیشتر میگردد. یکی از مهمترین آثار داستانی ادبیّات دفاع مقدس، رمان نخلها و آدمها ست که به دلیل داشتن نکات درخور توجه زبانی و ادبی، به سبک نویسنده تشخّص بخشیده و بر گیرایی و جاذبة عاطفی آن افزوده است. موضوع این رمان وقایع جنگی و عملیّاتهای رزمندگان در اوایل حملة دشمن بعثی به خرمشهر و آبادان است. پژوهش حاضر بر مبنای نظریّۀ زبانشناسی لیچ، مهمترین ابزارهایی برجستگی و هنری شدن رمان نخلها و آدمها را توصیف و تحلیل میکند. در این رمان، برجستهسازی زبانی بهویژه در بخش قاعدهکاهی، بسامد قابل توجّهی دارد و این امر، گویای توانایی نویسنده در به کارگیری قابلیّتهای متنوّع زبانی و موجب امتیاز سبک اوست. از دیگر عناصر برجستهسازی در این رمان، قاعدهکاهی سبکی، نحوی، گویشی و بویژه قاعدهکاهی معنایی و استعارههای فعلی است که موجب جلب توجّه مخاطب، جذّابیّت و اثرگذاری سخن نویسنده شدهاند.