بررسیِ ارتباطِ عرفان و سیاست با نگاهی به نقش‌آفرینیِ سیاسیِ جامی در آینۀ حکایت‌های هفت‌اورنگ

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبات فارسی، واحد تربیت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران

2 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تربت حیدریه، ایران

3 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تربت حیدریه

4 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تربت حیدریه، دانشگاه آزاد اسلامی، تربت حیدریه، ایران

doi
چکیده

عرفان اسلامی با سیاست اسلامی که هدفش نوعی تربیت اجتماعی و اصلاح زندگی انسانی در همه ابعاد است، پیوند می‌یابد. در باب ارتباط عرفان و سیاست دو دیدگاه کلی وجود دارد: در دیدگاه اوّل، ورود عارف به دنیای سیاست و حکومت نه تنها نامتعارف، بلکه با روح عرفان در تضاد است و عارفی که بنا را بر ترک دنیا و تعلقات آن نهاده، نمی‌تواند و نباید پا به عرصۀ حکومت و سیاست بگذارد. امّا دیدگاه دوم معتقد است که اندیشه‌های سیاسی از بستر اندیشه‌های عرفانی بر می‌خیزند. سوال اصلی این پژوهش این است که آیا عرفان و سیاست با هم در تضاد هستند یا خیر؟ و جامی به عنوان یک عارف چه تأثیری در دستگاه سیاسی و حکومتی عصر خویش داشت؟ برای نیل به این منظور با مطالعه و توصیف حکایت‌های هفت‌اورنگ و با نگاه به دو نظریۀ موافق و مخالف همسویی عرفان و سیاست، نقش و تأثیر جامی به عنوان یک عارف در دستگاه حکومتی نشان داده شد و نتیجۀ به دست آمده مؤیّد این بود که عرفان و سیاست با یکدیگر تضادی ندارند و مکمل یکدیگر هستند. به نظر می‌رسد که عرفان ناب و برآمده از جهان‌بینی توحیدی، نه تنها منافاتی با ورود به عرصه‌های سیاسی که بر پایۀ تعالیم الهی باشد، ندارد بلکه سبب‌ساز وصول به حقیقت و رفع موانع موجود در جامعه در جهت خدمت به خَلق می‌باشد.