نقش عناصر برنامه درسی استخراج شده از نهج البلاغه در تقویت باورهای اعتقادی دانش آموزان دوره ابتدایی شهر کرمان
نویسندگان
1 گروه مدیریت آموزشی، واحد تهران غرب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. 5069321420@iau.ir
2 گروه مطالعات تربیتی و برنامه ریزی درسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. 2980581976@iau.ir
3 گروه مطالعات تربیتی و برنامه ریزی درسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. Mohammad_niroo@iau.ac.ir
doi
چکیده
هدف این پژوهش استخراج عناصر برنامهدرسی از نهجالبلاغه و شناخت نقش آنها در تقویت باورهای اعتقادی دانشآموزان دوره ابتدایی بود. پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. در بخش کیفی، جامعه آماری شامل متن کامل نهجالبلاغه و دو تفسیر معتبر بود و دادهها از طریق کدگذاری استقرایی تحلیل شدند. به این منظور با استفاده از روش تحلیل محتوا، مفاهیم تربیت اعتقادی از متن نهجالبلاغه استخراج و در هشت عنصر برنامهدرسی شامل اهداف، محتوا، راهبردهای تدریس، نقش معلم، مواد و منابع، فضا، زمانبندی، و ارزشیابی سازماندهی شدند. در بخش کمی، نقش این عناصر با تحلیل رگرسیون چندگانه بر نمونهای متشکل از ۳۰۵ معلم ابتدایی شهر کرمان آزمون شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محققساخته با ۷۵ سؤال بود که روایی آن (CVI=۰.۸۴) و پایایی آن (α=۰.۸۱) تأیید گردید. نتایج کیفی نشان داد که نهجالبلاغه ظرفیت بالایی برای طراحی برنامهدرسی اعتقادی دارد و یافتههای کمی با ضرایب رگرسیون معنیدار (β بین ۰.۵۵ تا ۰.۷۱، p<۰.۰۰۰) و ضریب تعیین کل ۰.۶۵، نقش مثبت این عناصر را تأیید کرد. نقش معلم(۰.۷۱β= ) و اهداف( ۰.۶۸β=) بیشترین و زمانبندی (۰.۵۵β=) کمترین نقش را داشتند. این نتایج بر ضرورت آموزش معلمان، تدوین محتوای جدید، و بهبود زیرساختها تأکید دارد. این برنامه میتواند بهعنوان الگویی بومی، باورهای دینی دانشآموزان را تقویت کرده و خلأهای آموزشی را جبران نماید.