رابطه نگرش مثبت به هوش مصنوعی با تفکر انتقادی، خودکارآمدی و صداقت تحصیلی دانشجویان دانشگاه تهران
نویسندگان
1 دکتری برنامه ریزی درسی،گروه مطالعات تربیتی و برنامه ریزی درسی،واحد علوم تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران. mahtabkhamis@gmail.com
doi
چکیده
هدف اصلی از پژوهش حاضر، تعیین رابطه نگرش مثبت به هوش مصنوعی با تفکر انتقادی، خودکارآمدی و صداقت تحصیلی دانشجویان دانشگاه تهران می باشد. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع داده ها کمی و از نظر ماهیت و نوع مطالعه همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان شهر تهران که در سال تحصیلی 1405-1404 مشغول به تحصیل باشند و روش نمونه گیری به صورت تصادفی ساده بود. نمونه آماری با بهره گیری از جدول کرجسی و مورگان [1] (1970) شامل 384 آزمودنی در نظر گرفته شد. ابزار گردآوری داده ها به شرح زیر است: پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی جينک و مورگان (1999)،پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا، پرسشنامه صداقت تحصیلی مک کابی و تروینو (1997) و پرسشنامه نگرش مثبت به هوش مصنوعی شمالی و همکاران (1402). برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرم افزار آماری spss نسخه 26 استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات این پژوهش با بهره گیری از روش آماری ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شد. یافته ها نشان داد بین نگرش مثبت به هوش مصنوعی با تفکر انتقادی، خودکارآمدی و صداقت تحصیلی دانشجویان دانشگاه تهران رابطه وجود دارد.