رهیافت توسعه؛ تمرکززدایی از حکومت ملی به حکومت محلی

نویسندگان

1 گروه جغرافیا انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.52547/sdge.2.3.149
چکیده

در نیم‌قرن اخیر، تمرکززدایی از دولت به‌عنوان یکی از کلیدی­ترین ابزارهای توسعه و به‌موازات آن یک فرایند دموکراتیک شناخته می­شود. مخالفان تمرکززدایی در مقابل معتقدند تمرکززدایی با از بین بردن وحدت داخلی، افزایش درگیری‌های داخلی و دشوار ساختن اجرای قانون موجب تضعیف دولت و تجزیه کشور می‌شود و ایده «دولت قوی به‌مثابه دولت متمرکز» را مطرح می‌کنند. اما، تمرکززدایی از حکومت مرکزی به حکومت محلی زمینه‌های تخصیص اختیارات و قدرت به جوامع محلی را فراهم می­کند که این کار نه ­تنها موجب تضعیف دولت نخواهد شد، بلکه مصداق بارزی از اثبات مشروعیت و دموکراسی در عمل است. البته تمرکززدایی نیازمند پیش­ شرط­ های قانونی و در عین ‌حال اجرایی است که آثار آن در توانمندسازی دولت در ارائه خدمات عمومی، مشارکت و آموزش اجتماعی، و توسعه اقتصاد محلی نمایان است. نتایج این پژوهش نشان می­دهد که تمرکززدایی اگر به‌درستی طراحی شود، می‌تواند دموکراسی را بدون تضعیف قدرت دولت افزایش دهد و در عین‌حال سطحی از قدرت و اختیار را نیز به جوامع محلی واگذار کند. تمرکززدایی خوش‌ساخت سطوح بالاتری از مشارکت و مشروعیت را گسترش می­دهد که این امر موجب کاهش هزینه‌های برقراری و حفظ نظم، افزایشِ الزام به اجرای قانون، و کاهش نیاز به‌کارگیری قدرت توسط دولت می‌شود که در نهایت تمامی موارد فوق از پیش­ران­های توسعه محسوب می­شوند.