الگوی برنامهریزی توسعه روستایی با تأکید بر پارادایمهای نوین (مورد مطالعه: شهرستانهای پاکدشت و ری در پیرامون کلانشهر تهران)
نویسندگان
1 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.52547/sdge.2.3.183چکیده
در بعضی از کشورها همچون ایران، برنامهریزیهای توسعه روستایی و شهری به شکل کاملاً مجزا و براساس «دیدگاه بخشی» صورت میپذیرد که چالشها و مسائل متعددی در فرایند توسعه سکونتگاههای روستایی اینگونه کشورها ایجاد کرده است. بر این شالوده، تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی بر روی 54 روستای نمونه از 124 روستای ناحیه مورد مطالعه انجام شد. علاوه بر این تعداد 31 پرسشنامه نیز در سطح کارشناسان و مدیران نهادها و سازمانهای مرتبط با برنامهریزی توسعه روستایی بهصورت مستقیم تکمیل شد. همچنین، برای ارائه چهارچوب معنیداری از روشهای توصیفی ـ تحلیلی، آزمون همبستگی و رگرسیون چند متغیره و تحلیل مسیر در کلیتی منطقی و در قالب فرآیند علمی پژوهش استفاده شد. یافتههای تحقیق نشان داد برنامهریزی مجزا و متخصص محور به لحاظ توانمندسازی، ظرفیتسازی و نوع مشارکت روستاییان در توسعه سکونتگاههای روستایی اثرگذار نبوده و تأثیرات بسیار کمی در ارتقای شاخصهای توسعه سکونتگاههای روستایی در ابعاد محیط طبیعی، اجتماعی- فرهنگی، اقتصادی و کالبدی- زیربنایی آنها داشته است. از این رو در تبیین الگوی بهینه برنامهریزی توسعه تغییر رویکرد از عقلایی گرایی به ارتباطی، واگذاری به بخش خصوصی و سازمانهای مردم نهاد و در این غالب توجه به توانمندسازی و ظرفیتسازی ساکنان روستایی، مشارکت، ارتقای سرمایه اجتماعی، یکپارچگی فعالیتها و سازگاری بین آنها و تنظیم روابط عناصر قدرت در راستای توسعه پایدار پیشنهاد میگردد.