مفهوم شادی و مترادفات آن از دیدگاه خیّام، خاقانی و سلمان ساوجی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران.
2 دانشیار گروه زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه گیلان، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، گیلان، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیّات فارسی، واحد خلخال، دانشگاه آزاد اسلامی، خلخال، ایران.
doi
چکیده
چکیده شادی، یعنی احساس آرامش درونی که باعث درک لذّت روان انسان میگردد و جلوه آن در جسم انسان به صورت گشادهرویی و خنده متجلّی میگردد. امروزه معیارهای گوناگونی برای به وجود آوردن شادی و شادمانی و کاهش نسبی اندوه و ناراحتی معرّفی میشود که برخی از آنها تأثیرگذاری اندکی بر نشاط و شادمانی دارند یا اثرات آنها بر خوشی و سرور کوتاه مدّت است. ادبیّات و به تبع آن اشعار شاعران در زمینههای مختلف، تأثیر روزافزونی بر روح و روان انسانها داشته است. یکی از مهمّترین مسائل از دیدگاه شاعران، بیان شادی و مترادفات آن است. به این منظور در این مقاله به بررسی مقولة شادی از منظر سه شاعر پرداخته شد، که مشخّص گردید خیّام در کنار بینش فلسفی و ریاضی خود، دنیا را گذرا میداند و انسان را به نشاط و شادمانی و غنیمت دانستن عمر دعوت میکند. خاقانی در کنار معرفت خود در علوم دیگر، مخاطبان را اغلب به نشاط فرا میخواند و با اشاره به جشنها، اعیاد و بزم پادشاهان و وصف طبیعت با استفاده از استعارات و کنایات مشغول به شادی و سرور میبیند و همچنین سلمان ساوجی نیز سرور و نشاط را بیشتر معنوی میداند و به آن تأکید دارد.