نقد نگرش پراگماتیسمی به ادب تعلیمی در تقابل اخلاق و سیاست (با تکیه بر کلیله و دمنه)
نویسندگان
1 دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، دانشکدة ادبیّات و علوم انسانی، تبریز، ایران.
doi
چکیده
چکیده کلیله و دمنه در قیاس با سایر متون هم دستِ خود از جایگاه ویژه ای در مباحث نقد روز برخوردار است و به سبب اصول تعلیمی مطرح شده با قالب قصه های متنوع و دیالوگ های موجود در اثنای قصه ها نظر منتقدان را به خود جلب کرده است. پراگماتیسم دیدگاهی است که نتایج عملی عقاید را به عنوان معیار تعیین ارزش و صدق آنها به کار می برد. این مقاله بر آن است با روش توصیفی - تحلیلی با استناد به متن کلیله و دمنه و مباحث نقد روز به این نکته اشاره کند که باید با عنایت به فراداستان ها، متن را با توجّه به شکل زبانی – روایی سنجید و از برش جملات از بطن داستان و جاری کردن حکم دربارۀ آن خودداری کرد. آنچه گاه با نقد سطحی، عبارات شخصیّت های منفی داستان ها را به عنوان ضدّ ارزش مطرح می کند، در ادامه در تقابل خیر و شرّ رنگ می بازد و جای خود را بر نتیجه ای اخلاقی و ارزشی می دهد. کلیله و دمنه در واقع روایتگر وضعیت اجتماعی– اخلاقی عصر خویش است و نسخه ای که ارائه می دهد چه بسا با ماکیاولیسم و پراگماتیسم که محصولی چون اومانیسم دارد، بسیار متفاوت است. بررسی ساختار روایی داستان ها نشان می دهد سطح زیرداستانی در تبیین ایده اصلی و اندیشه غالب فراداستان است و هر چندگاه روساخت عبارات داستانی کلیله در نگاه اوّل پراگماتیستی باشد ولی با توجّه به فضای داستان و گفتمان حاکم در لایههای روایی و نتیجه داستان نمی توان عبارت پراگماتیسمی یا ماکیاولیستی را بدان اطلاق کرد.