زبان ادبی و بلاغی رنگ در ارتباطات غیرکلامی اشعار فرّخی سیستانی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران.

2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد خدابنده، دانشگاه آزاد اسلامی، خدابنده، ایران.

3 گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد ابهر، دانشگاه آزاد اسلامی، ابهر، ایران.

4 گروه زبان و ادبیّات فارسی، واحد خدابنده، دانشگاه آزاد اسلامی، خدابنده، ایران.

doi
10.30495/bahar.2022.697999
چکیده

عنصر رنگ در شعر پارسی نقشی غیرقابل انکار دارد. هر رنگی نقش و تأثیر خاصی دارد و در فرآیند ارتباط غیرکلامی، حال و هوای روانی مخصوصی را به مخاطب منتقل می کند. شاعران در دامنۀ ارتباطات غیرکلامی با دریافت‌های عاطفی و گاه عقلی خود در روشن کردن رازهای ناشناختة رنگ گام‌های مؤثّری برداشته‌اند. این پژوهش به صورت تطبیقی و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی زبان ادبی و بلاغی رنگ در ارتباطات غیرکلامی شعر فرّخی سیستانی پرداخته است. دست آوردهای این پژوهش نشان می‌دهد که رنگ‌ها در اشعار فرّخی، زبانِ دوم و گویای اوست. این شاعر، همچون دیگر شاعران سبک خراسانی، از دامنۀ تنوع رنگ‌ها و زبان آنها، در آفرینش واژه‌ها و مضامین و تعابیر و تصاویر هنری و ادبی با الهام از رنگارنگی طبیعت رنگین، در انتقال و القاء اندیشه‌ها و پیام‌های درونی خود در عالمِ ارتباطات غیرکلامی نهایت استفاده را کرده است. در مجموع، در اشعار فرّخی سیستانی به ترتیب رنگ‌های سرخ، زرد، سفید و سبز بیشترین کاربرد را داشته‌اند که از طریق نماد شناسی درخصوص اثر و نویسندة آن قابل تبیین است و روحیة شاد باشی فرّخی و جهان‌بینی مادّی او و همچنین ترس از دست دادن موقعیّت یا رفاه زندگی‌اش را می‌رساند.