کاوشی در روابط بینامتنی شعر محمدتقی بهار با رویکرد ژنتی
نویسندگان
1 گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد ماکو، دانشگاه آزاد اسلامی، ماکو، ایران
doi
چکیده
بینامتنیت از نظریّههای جدید ادبی است که روابط متون را میکاود. این نظریّۀ با اعتقاد به اینکه هیچ متنی خودبسنده نیست در شکلگیری هر متنی ردّ پای متون دیگر را جستجو میکند.بنیانگذار این نظریّۀ ادبی ژولیا کریستواست که بر این بود که هر متنی حالت دگرگونشدۀ متن و متون دیگر است و هر متنی مجموعۀ نقل قولهای اعلامنشده است. کریستوا اعتقادی به کشف متن غایب نداشت و بینامتنیت او کاربردی نبود. این نظریّه بعد از او تکامل یافت و یکی از اصلاحگران آن، ژرار ژنت بود که این نظریّه را کاربردیتر کرد و در رابطۀ بینامتنی تأکید بر «همحضوری» و «تأثیر و تأثّر» داشت و بینامتنیت را حضور آشکار و پنهان یک متن در متن دیگر دانسته و به دنبال کشف متن غایب بود. پژوهش حاضر با مدل بینامتنیت ژنتی و با روش توصیفی-تحلیلی، رابطۀ بینامتنی شعر محمدتقی بهار را در سطوح واژگانی، تضمین و نقل قول و سطح فکری و مضمونی بازکاویده است. نتیجۀ پژوهش حاضر نشان از رابطۀ گسترده بینامتنی بهار بخصوص با شاعران سبک خراسانی دارد. علاوه بر این، دامنۀ گستردۀ روابط بینامتنی بهار را نیز آشکار میسازد که ادبیات سنّتی ایران، ادبیات زمانۀ شاعر، کتب دینی، ادبیات عرب و ادبیات فرنگی بخصوص فرانسه را شامل میشود.