تفسیر و تحلیل مرگ گریزی و جلوه ی آن در خلق شخصیت های رویین تن ملل جهان (با تأکید بر وجوه اشتراک شخصیت های اسفندیار، آشیل، زیگفرید و بالدر)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خلخال
2 استاد، دانشگاه تهران ،تهران، ایران.
doi
چکیده
آدمی از ابتدا سوالها و چالشهایی را پیش روی خود دیده و همواره سعی بر آن داشته است که جوابی برای این پرسشهای خود بیاید. یکی از این مسائل که از همان دوران آغاز زندگی بشر گریبانگیر وی بوده است، هویت و ماهیت مسئلهی مرگ بوده است، چون موجودی که تشنهی بقا بوده است را به سوی فنا و نابودی میکشاند. انسانی که با مشکل حل ناشدنی و گریزناپذیر مرگ رویاروی بود در ضمیر خویش به دنبال راه رهایی میگشت تا تسلی خاطر آشفتهی خویش را نه در دنیای بیرون، بلکه در جهان ذهن خویش جستجو کند. تکاپوی همهی اقوام و ملل در تمام دوران سبب گشت تا آنها به خلق شخصیتی توانمند دست بزنند که از فنا، و آسیب و گزند در امان باشد و به نوعی نامیرا و ابدی باشد و به این دلیل است که در فرهنگها، اساطیر و آثار حماسی ملل مختلف شخصیتهایی را میبینیم که ویژگیهای مشابهی دارند و برجستهترین ویژگی این اسطورهها، رویینتنی است. در این پژوهش سعی میکنیم با بیان مشترکات چهار شخصیت، که از مشهورترین قهرمانان رویینتن ملتها به حساب میآیند ریشهی مشترک خلق این آثار و تلاش برای تدبیر مرگاندیشی بشر پیشین را نشان دهیم.