بررسی داستان گنبد سرخ در هفت پیکر نظامی
نویسندگان
1 استادیار دانشگاه بیرجند
2 مدرس دانشگاه پیام نور نیشابور واحد قدمگاه
doi
چکیده
هفت پیکر یا بهرامنامه از نظر ترتیب زمانی، چهارمین منظومهی نظامی و یکی از دو شاهکار او (بعد از خسرو و شیرین) به لحاظ کیفیت است. این منظومه، بارزترین تجسّم زیبایی زمینی و آمیزهای از جنبهی حماسی و غنایی است. در حقیقت هفت پیکر ستایش عدل، داد و نکوهش ستم و گمراهی است. داستان گنبد سرخ، چهارمین داستان از مثنوی هفت پیکر نظامی، داستانی مشهور است که در ادبیات کهن ایران زمین و سایر کشورها از قدمت و پیشینهای طولانی برخوردار است، بن مایه و طرح اصلی همهی این داستانها یکسان میباشد که به شیوههای گوناگون بازگو شده است. نظامی، شاعر بزرگ زبان و ادب فارسی، حکیم و فرزانهی زمان خود بود، او هیچ گاه کلامی را بی هدف و غایت بر ورق ننگاشته است. نویسنده در این مقاله، ، چهارمین داستان از مثنوی هفت پیکر نظامی؛ یعنی داستان گنبد سرخ را از منظرها و دیدگاههای گوناگون چون شخصیتهای داستان و عناصر داستانی و... تحلیل کرده و خواسته به هدف و معنای ماسوی این داستان و مقصود نهایی نظامی پی ببرد.