بررسی شدت بیابانزایی با استفاده از مدل مدالوس (مطالعۀ موردی: اراضی غرب اهواز)
نویسندگان
1 مربی دانشکده مهندسی عمران، دانشگاه صنعتی سیرجان
2 دانشجوی دکتری اقلیم شناسی، دانشگاه یزد
3 دانشیار دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
چکیده
با توجه به مفهوم بیابانزایی که عبارت است از تخریب اراضی در نواحی خشک نیمهخشک و نیمه مرطوبِ خشکِ ناشی از عوامل متعددی چون تغییرات اقلیمی و فعالیتهای انسانی، این پدیده مدتهاست که یک مشکل جدّی اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی در بسیاری از کشورها شناخته شده است. در این تحقیق با استفاده از مدل مدالوس شدت بیابانزایی اراضی مناطق غربی شهر اهواز ارزیابی گردید. از داده های اقلیم، پوشش گیاهی، خاک و کاربری اراضی منطقه بعنوان معیارهای مؤثر در تعیین شدت بیابانزایی استفاده شد. در ابتدا هر معیار به صورت لایه اطلاعاتی وارد محیط GIS گردید و پس از پردازش، اقدام به وزن دهی معیارهای مذکور گردید. با تلفیق نقشه های رستری معیارها، با استفاده از میانگینگیری هندسی، شاخص حساسیت به بیابان زایی (ESAI) بدست آمد. بر اساس این شاخص نقشه نهایی حساسیت منطقه به بیابانزایی تهیه شد. نتایج نشان داد که منطقه از نظر تقسیمبندیهای روش مدالوس، به لحاظ شدت بیابان زایی در چهار تیپ بحرانی کم (C1)، بحرانی متوسط (C2)، بحرانی زیاد (C3) و خیلی زیاد (C4) قرار دارد. نتایج همچنان نشان داد که 11% منطقه در کلاس بحرانی کم، 30% آن در کلاس بحرانی متوسط، 25% در کلاس بحرانی زیاد و 29% در کلاس بحرانی خیلی زیاد قرار دارد. معیار اقلیم با مقدار شاخص 2/6 بیشترین تأثیر را در بیابانزایی منطقه دارد که علت آن وزش بادهای شدید و افزایش تعداد روزهای طوفانی و گرد و غباری است. شاخص کاربری اراضی با ارزش عددی 1/5 کمترین اثر را دارد و علت آن، غیرقابل استفاده بودن اراضی منطقه و اجرای طرح های بیابانزدایی در منطقه است.