مطالعه تطبیقی نقش جنسیت در سیاست از منظر فمینیسم و اسلام
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری مطالعات زنان دانشگاه ادیان و مذاهب
2 استادیار روابط بین الملل، دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
طرح نظریه فمینیستی روابط بین الملل در قرن 19، ساختار روابط بین الملل و دولت به عنوان واحد اصلی نظام بین الملل و عالی ترین تجلی قدرت را مورد نقد جدی قرار داده و با مردانه قلمداد کردن این ساختار، خواهان تحول در آن شدند که فمینیسم لیبرال با لزوم مشارکت حداکثری زنان در صحنه نظام بین الملل و فمینیسم رادیکال با مورد هجمه قرار دادن ساختارهای موجود بین المللی در پی تبیین نقش جنسیت زن در سیاست برآمدند. به طور کلی، طیف های فمینیسم با نگاه تک جنسی، به دنبال تمرکززدایی از ساختار قدرت مردانه و یا نابودی نظام کنونی هستند. در حالی که اسلام با تکیه بر ویژگی های ذاتی زن و مرد، نظریه خود را بیان داشته که تفاوت های ماهوی با فمینیسم دارد. در این مقاله تلاش می شود نظریه فمینیستی روابط بین الملل و نظریه اسلام پیرامون نقش جنسیت زن در نظام بین الملل و سیاست تبیین و مقایسه شود. در نتیجه این بررسی مشخص خواهد شد اسلام با تکیه بر ماهیت انسانی برابر زن و مرد و تفاوت های زیست شناختی آن ها قائل به عدالت جنسیتی بوده و بدون قضاوت مردانه یا زنانه از نظام بین الملل و با توجه به شرایط جامعه و لزوم حفظ صیانت و عفت زن هیچ مانعی برای حضور زن در عرصه روابط بین الملل نمی بیند.