بررسی و تحلیل رویکرد پارادوکسیکال واهمگرایی در قبال موج جهانیشدن فرهنگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، گرایش جامعهشناسی سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار و عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور
3 استادیار و عضو هیأت علمی گروه علوم سیاسی، دانشگاه یاسوج
doi
چکیده
هدف پژوهش حاضر تحلیل و واشکافی ابعاد، مؤلفههای جهانیشدن و نگرشهای مختلف دولتها و گروهها نسبت به این جریان حاکم بر زندگی فعلی بشریت است. فشردگی جهان، وابستهتر شدن بخشهای مختلف جهان، جریان آزاد اندیشه، ارتباط پیچیده، بینالمللی شدن، گسترش فرهنگ مصرفی سرمایهداری، ظهور جامعه شبکهای و... از جمله مؤلفههایی است که تاکنون از سوی تحلیلگران و سیاستمداران بر مبنای نوع نگاهی که به تحولات و مناسبات حاکم بر جهان دارند، ارائهشده است. پژوهش حاضر میکوشد با روش توصیفی ـ تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانهای ـ اسنادی به این سؤال اصلی پاسخ دهد که دولتها و گروههای مختلف در قبال پارادایم قالب جهانیشدن چه سیاستها و راهبردهایی اتخاذ کردهاند؟ دلایل این سیاستهای متعارض کدام است؟ یافتههای پژوهش با الهامگیری از نظرات آشوب در سیاست جهان جیمز روزنا، حاکی از آن است که جهانیشدن بر مبنای فشردگی زمان و مکان، دگرگون کردن شرایط، چارچوب بسترهای سنتی و تخریب عوامل هویتساز، فرصت و از سویی تهدیداتی را برای دیگر فرهنگ و هویتها ایجاد کرده است، از همین رو برخی نگرشی پروژهمحور و واگرا در قالب توسعه سرمایهداری، تقسیمکار جهانی و با هدایت منطق انباشت سرمایه به جهانیشدن دارند و از سوی دیگر برخی با عنایت به چندبعدی، پیچیده بودن و نگرش پلورالیسمی به فرهنگ و تمدنها، بر سیاست پروسهمحور در قالب همگرایی و نگاه مثبت به این فرایند، تأکید دارند.