بررسی رابطه بین ذهنیت فلسفی با خلاقیت سازمانی کارکنان مرکز آموزش مدیریت دولتی

نویسندگان

1 نویسنده

2 نویسنده مسئول

3 نویسنده

doi
چکیده

زمینه: پیشرفت ابعاد گوناگون جامعه بشری، در گرو خلق اندیشه‌های نو می‌باشد. تفکر منطقی را می‌توان منوط به داشتن ذهنیت فلسفی وی دانست. ذهن فلسفی به مدیر و کارکنان بینش و دانشی می‌دهد تا بتواند در مواجه با مسائل سازمان از تنگ نظری، خود محوری و یک جانبه نگری مصون بمانند. هدف: هدف اصلی مورد بررسی در این پژوهش؛ بررسی رابطه بین ذهنیت فلسفی و میزان خلاقیت سازمانی کارکنان مرکز آموزش مدیریت دولتی می‌باشد. روش: پژوهش از نوع همبستگی است و در زمره تحقیقات کاربردی می‌باشد.. جامعه آماری پژوهش حاضر همه کارکنان مرکز آموزش مدیریت دولتی در سال 1391 (تعداد آنها برابر با 145 نفر) است. از جامعه آماری یاد شده، نمونه‌ای به حجم 110 نفر به صورت تصادفی انتخاب شد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از دو پرسشنامه استاندارد، سنجش خلاقیت کارکنان رندسیپ (1979) و هم چنین پرسش نامه ذهنیت فلسفی میر سپاسی و سلطانی (1375) به بررسی متغیرهای فوق پرداخته شد. یافته‌ها: بین ذهنیت فلسفی و ابعاد آن(جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری) با خلاقیت کارکنان مرکز آموزش مدیریت دولتی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. نتایج رگرسیون گام به گام حاکی از آن بود که از بین مؤلفه‌های ذهنیت فلسفی متغیرهای جامعیت و انعطاف پذیری بهترین پیش بینی کننده برای خلاقیت کارکنان مرکز آموزش مدیریت دولتیهستند. نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های تحقیق می‌توان اذعان داشت که هر چه میزان ذهنیت فلسفی و ابعاد آن(جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری) در بین کارکنان مرکز آموزش مدیریت دولتی بیشتر باشد، خلاقیت بیشتری از خود نشان می‌دهند. از تحلیل داده‌ها می‌توان چنین نتیجه گرفت که بعد جامعیتِ ذهنیت فلسفی رابطه بیشتری با خلاقیت دارد و ابعاد انعطاف پذیری و تعمق در رتبه‌های دوم و سوم قرار دارند.