جستاری دربارۀ «تجربۀ» ترقی‌خواهیِ میرزا یوسف خانِ مستشارالدوله

نویسندگان

1 استادیار گروه مطالعات سیاسی، بین‌المللی و حقوقی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ایران

2 استادیارِعلومِ سیاسی، واحدِ اهواز، دانشگاهِ آزادِ اسلامی، اهواز، ایران

doi
چکیده

میرزا یوسف خان مستشارالدوله را باید یکی از مهم‌ترین، و تأثیرگذارترین ترقّی‌خواهانِ عصرِ قاجار دانست. رسالۀ یک کلمه، علی‌رغمِ اختصار، دارایِ اهمیتِ زیادی در اندیشۀ قانون‌خواهی در عصرِ ناصری و مشروطه است. بخشِ مهمی از نگاهِ متجدّدانه به قانون، برآمده از جایگاهی است که میرزا یوسف خان در این رساله برایِ خود و اندیشۀ قانون‌خواهی‌اش در نظر گرفته و آنجا ایستاده است. این مقاله، با در نظر داشتنِ مقدّمۀ یک کلمه به مثابه‌ی جایی که در آن به روح حاکم بر اثر اشاره می‌شود، آن را در زمینۀ تجدّدگراییِ زمانۀ خود قرار داده و از این زاویه به آن می‌نگرد که موضعِ مستشارالدوله، در این رساله و اندیشۀ قانون‌خواهی‌اش، به رغمِ اینکه بیشتر به قولِ خود ملاحظاتی از دیدگاهِ سنت بر تجدّد و قانون بوده، بلکه کاملاً در پارادایمِ تجدّد به مسئلۀ قانون نگاه می‌کند و از این‌رو، در رساله‌اش، تجدّد را به محک سنت می‌زند، نه سنت را به محکِ تجدّد. از این رو می‌توان او را به مثابه‌ی یک بنیانگذار تلقی کرد و نه یک روشنفکر صرف تجددخواه. مقالۀ حاضر، با در نظر داشتنِ این شأن، به بازخوانیِ یک کلمه پرداخته، و با قرار دادنِ آن در زمینۀ تاریخیِ تجربۀ تجدّدخواهیِ ایرانی در عصرِ قاجار، آن را کوششی بی‌بدیل، برایِ تأسیسِ قانون می‌داند تا بر مبنایِ آن، هم حکومت مشروطه گردد و هم جامعه قانون‌مند.