مقایسۀ اثربخشی مشاورۀ معنوی مبتنی بر مثنوی مولوی(با موضوع عشق) و معنویت درمانی ریچارزد و برگین بر نگرش به عشق زناشویی
نویسندگان
1 گروه ادبیات، دانشگاه اصفهان، ایران
2 گروه روانشناسی، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی فیض الاسلام، خمینی شهر، ایران
3 گروه مشاوره، واحد خمینی شهر، دانشگاه آزاد اسلامی، خمینی شهر، ایران.
4 گروه علوم تربيتي و روانشناسي، دانشگاه اصفهان، ایران
5 گروه مشاوره، واحد خمینی شهر، دانشگاه آزاد اسلامی ، خمینی شهر، ایران
doi
https://doi.org/10.71558/iifsj.2025.1216605چکیده
هدف از این پژوهش مقایسۀ اثربخشی دو بستۀ مشاورۀ معنوی براساس مثنوی با موضوع عشق(ساختۀ پژوهشگر،1402) و معنویت درمانی ریچاردز و برگین(2005) بر نگرش به عشق بود. طرح پژوهش،کمی و از نوع نیمهآزمایشی با پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل بودکه افراد گروه به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. جامعۀ هدف تمام زوجین شهر اصفهان بودند که کمتر از ده سال از ازدواجشان گذشته بود. حجم نمونه 36 زوج بود که به طور تصادفی در سه گروه مساوی آزمایشی اول و دوم و گروه گواه دستهبندی شدند و بسته های مشاوره معنوی براساس مثنوی و معنویت درمانی ریچاردز و برگین به دو گروه آزمایشی در 12 جلسۀ90 دقیقهای، به طور جداگانه به آنان آموزش داده شد. ابزار پژوهشی، پرسشنامۀ نگرشهای مربوط به عشق بود که قبل و بعد از مداخله، هر سه گروه به آن پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی به وسیله نرم افزار SPSS-26 انجام شد. نتایج نشان داد که هر دو روش مشاوره بر گروه های آزمایش اثر بخش بوده اند ولی این اثر برمتغیرها ولی متفاوت بود(05/0>P). به نظر می رسد با توجه به افزایش پشتوانههای پژوهشی مبنی بر اثربخشی معنویت بر روابط زناشویی، تدوین الگوهای معنوی کاربردی متناسب با فرهنگ، ضروری به نظر میرسد. همچنین، مثنوی معنوی میتواند منبع مناسبی برای مشاورۀ معنوی جهان شمول و اثربخش در روابط زناشویی باشد.