آزمون کمّی مدل عوامل فرهنگی مرتبط با گرایش زنان به جراحی زیبایی (رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری)
نویسندگان
1 گروه علوم اجتماعی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران
2 گروه علوم اجتماعی، واحد بابل، دانشگاه آزاد اسلامی، بابل، ایران
3 گروه علوم تربیتی، واحد بندرگز،دانشگاه آزاد اسلامی، بندرگز، ایران
doi
https://doi.org/10.71558/iifsj.2025.1215622چکیده
با توجه به اهمیت روزافزون جراحی زیبایی بهعنوان یک پدیده اجتماعی، نیاز به آزمون مدلهای تجربی برای تبیین عوامل مؤثر ضروری است. این پژوهش با هدف آزمون کمّی یک مدل مفهومی هفتعاملی از عوامل فرهنگی (سرمایه فرهنگی، قابلیتهای فرهنگی، مصرف رسانهای، پایگاه اجتماعی، الگویابی، تمایل به زیبایی و ترویج فرهنگ) مؤثر بر گرایش زنان به جراحی زیبایی انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) است. جامعه آماری شامل زنان مراجعهکننده به کلینیکهای زیبایی در کرمانشاه بود که ۳۸۴ نفر با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه محققساخته با پایایی و روایی مطلوب بود. تحلیل دادهها با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) و نرمافزار SmartPLS انجام شد. نتایج ارزیابی مدل اندازهگیری، پایایی و روایی همگرا و واگرای تمامی سازهها را تأیید کرد. ارزیابی مدل ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش کلی بسیار خوبی برخوردار است (GOF=0.543) و قادر است ۸۲.۷ درصد (R²=0.827) از واریانس گرایش به جراحی زیبایی را تبیین کند. تحلیل مسیر نشان داد که تمامی هفت عامل فرهنگی تأثیر معناداری بر گرایش به جراحی دارند (p<0.001). در این میان، مصرف رسانهای-فرهنگی (β=0.280)، تمایل به زیبایی (β=0.266) و سرمایه فرهنگی (β=0.239) به ترتیب قویترین پیشبینیکنندهها بودند. مدل فرهنگی ارائهشده از اعتبار تجربی بالایی برخوردار وتأثیر بالای رسانهها و سرمایه فرهنگی نشان میدهد که گرایش به جراحی زیبایی عمیقاً تحت تأثیر فشارهای اجتماعی برای دستیابی به استانداردهای زیبایی و منزلت اجتماعی است.