سیاست‌‌ورزی دو شهبانوی ساسانی؛ بوران و آزرمی‌‌دخت

نویسندگان

1 انجمن دوستداران شاهنامه البرز

doi
چکیده

این مقاله به شیوه¬های سیاست¬ورزی و تدبیرهای سیاسیِ دو شهبانوی پایان ساسانیان، بوران و آزرمی¬دخت در بحرانی¬ترین سال¬های پیش از فروپاشی می¬پردازد. پادشاهانِ پس از خسروپرویز ناتوان، بازیچۀ اشراف و در فروپاشی مقصر جلوه داده می¬شوند، ازجمله دو شهبانو. نیز گمان رفته به¬خاطرِ نبودِ شاهزادۀ پسر دو شهبانو شاه شده¬اند. در این مقاله با بهره¬گیری از مهم¬تریم منابع تاریخی به چگونگیِ رویِ¬ کار آمدن، تصمیم¬ها و اقداماتِ دو شهبانو و ویژگی¬های ایشان می¬پردازیم تا چهرۀ درست¬تری از دوران زمام¬داری ایشان و نقش¬شان در ادارۀ امور کشور پدیدار شود. منابع نشان می¬دهند که بوران و آزرمی¬دخت مشروع و دارای فرّه شاهی بوده، از سوی بزرگان برگزیده شدند و نه با دسیسه یا جنگ و یا مخالفت¬ جدی. نامه¬ها بر دادگری، امنیت، مبارزه با دشمنان و آبادانی تاکید دارند. منابع تاریخی در مدیربودن، هوشمندی، دادگری، نیک¬رفتاری، بخشیدن خراج و شایستگیِ دوشهبانو مشترک هستند و سندی از بی¬لیاقتی وجود ندارد. مشکلات سیاسی، کشمکش خاندان¬ها و تازشِ عربان ادارۀ کشور را بسیار دشوار کرده بود. ازاین¬رو مقصر و بی¬اراده دانستنِ دو شهبانو نه منصفانه است و نه مستند به داده¬های تاریخی، بلکه شواهدِ زیادی از تدبیر و سیاست¬ورزیِ درست دو شهبانو وجود دارد.