سیاستگذاری فرهنگی جمهوری اسلامی و عدمِ جهانیشدن ادبیات داستانیِ نویسندگانِ انقلابی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری سیاستگذاری عمومی،گروه علوم سياسي، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران
2 استاد یار دانشگاه ازاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران
3 گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 دانشيار گروه علوم سياسي،دانشگاه تهران،تهران،ايران
doi
چکیده
ادبیات داستانی یکی از ابزارهای اصلی انتقال گفتمانهای فرهنگی و سیاسی هر ملت به جهان بیرونی است. در ایران پس از انقلاب اسلامی، ادبیات داستانی انقلابی با وجود پشتوانه ایدئولوژیک و ظرفیتهای بیانی، موفق به حضور مؤثر در عرصه بینالمللی نشده است. این پژوهش با هدف تحلیل ساختاری موانع جهانینشدن ادبیات داستانی نویسندگان انقلابی، بر سه متغیر کلیدی تمرکز دارد: عدم عضویت در کنوانسیون برن، بهعنوان رکن حقوقی حمایت جهانی، ضعف جریان ترجمه و تعاملات بینالمللی، و عملکرد ناکارآمد آژانسهای ادبی داخلی. ضرورت این پژوهش از آنروست که جهانیسازی ادبیات انقلابی، نهتنها در ترویج گفتمان فرهنگی جمهوری اسلامی نقش دارد، بلکه در ارتقاء دیپلماسی نرم و تثبیت هویت فرهنگی نیز مؤثر است. سؤال اصلی مقاله این است که چه ساختارها و سیاستهای کلان فرهنگی مانع از جهانیشدن ادبیات داستانی نویسندگان انقلابی ایران شدهاند؟در چارچوب نظریه دیپلماسی نرم، فرضیه پژوهش این است که نبود زیرساختهای حقوقی بینالمللی، ناکارآمدی نهادی در حوزه ترجمه، و غیبت واسطههای حرفهای نشر، سه عامل بنیادین این ناکامیاند. یافتهها، بر اساس تحلیل اسنادی و دادههای آماری ترجمه آثار فارسی (۱۳۶۸–۱۳۹۲) نشان میدهد که تنها بخش بسیار محدودی از این آثار به زبانهای دیگر ترجمه شدهاند، و سهم نویسندگان انقلابی در این میان ناچیز است. در پایان راهکارهایی برای ارتقا جایگاه این ادبیات ارائه شده است.