کالبدشکافی «منش تکنوکراتیک»: تحلیل بوردیویی نسبت خاستگاه، عادتواره و کنش در حزب کارگزاران سازندگی ایران
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات
2 دانشگاه ازاد علوم و تحقیقات تهران
3 دانشگاه آزاد اسلامی
doi
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی جامعهشناختیِ نسبت میان خاستگاه طبقاتی و الگوی کنشگری سیاسی، به کالبدشکافی «منش تکنوکراتیک» در حزب کارگزاران سازندگی ایران میپردازد. این مطالعه کیفی با بهرهگیری از چارچوب نظری پیر بوردیو و مفاهیم سهگانه «سرمایه، عادتواره و میدان»، پروفایل سرمایههای پنج عضو کلیدی حزب را مورد تحلیل قرار داده است. یافتهها نشان میدهد که ترکیب خاصی از «سرمایه فرهنگیِ فنی-مدیریتی» و «سرمایه اجتماعیِ بوروکراتیک» که در بستر تاریخی دوران بازسازی انباشت شده، منجر به تکوین یک «عادتواره تکنوکراتیک» متمایز گردیده است. ویژگی بنیادین این عادتواره، مکانیسم «مسئلهزدایی» از سیاست و تقلیل آن به «فنون اداره امور» با تکیه بر عقلانیت ابزاری است. تحلیلها حاکی از آن است که این ساختار ذهنی در مواجهه با میدان سیاست ایران، به استراتژیهای عملیِ مشخصی همچون «توسعهگرایی آمرانه»، «ائتلافسازی نخبگانی» و «لیبرالیسم هدایتشده» ترجمه شده است. نتایج پژوهش اثبات میکند که اگرچه این منش در دهههای پیشین کارآمد بود، اما اکنون به دلیل پدیده «هیسترزیس» (تأخر عادتواره نسبت به تغییرات میدان) و نادیده انگاشتن پیامدهای اجتماعیِ سیاستهای تعدیل، با چالش «کژکارکردی» مواجه شده است. در نهایت، حزب کارگزاران به عنوان نیرویی «لولا» و تعادلبخش عمل میکند که علیرغم نفوذ بوروکراتیک، در تبدیل گفتمان توسعه به یک هژمونی مسلط اجتماعی ناکام مانده است.