تأثیر اجزای برندسازی سیاسی بر ترجیحات رأی دهندگان در انتخابات مجلس شورای اسلامی

نویسندگان

1 گروه مدیریت بازرگانی، واحد اندیمشک، دانشگاه آزاد اسلامی، اندیمشک، ایران

2 گروه مدیریت بازرگانی، واحد آبادان، دانشگاه آزاد اسلامی، آبادان، ایران

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر اجزای برند سیاسی بر ترجیحات رأی­دهندگان در انتخابات مجلس است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و از نوع توصیفی-علّی می­باشد. این مطالعه به دلیل اینکه در یک بازة زمانی مشخص صورت گرفته از نظر زمان مقطعی می­باشد. گردآوری داده­ها به صورت پیمایشی انجام شده­است. جامعة آماری ما تمامی افراد واجد شرایط رأی دادن در سراسر کشور ایران می­باشند. به دلیل نامحدود بودن جامعة آماری تعداد اعضای نمونه با استفاده از روش نمونه­گیری احتمالی تصادفی ساده و فرمول کوکران به تعداد 384 نفر تعیین شد. با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف نرمال بودن داده­ها تأیید شد. بنابراین، در این پژوهش از روش­های آماری پارامتریک استفاده گردید. در این پژوهش، از روش­های آمار توصیفی، آمار استنباطی و معادلات ساختاری برای آزمون فرضیات پژوهش بهره گرفتیم. آگاهی، کمپین حزبی، اعتماد به برند، تصویر رهبر، تصویر برند حزب و تداعی برند به عنوان اجزای برند سیاسی و در نقش متغیر مستقل بوده­اند که تأثیر هر یک از آنان بر متغیر وابسته ترجیح­رأی­دهنده مثبت و معنادار بود. یافته­ها نشان داد اجزای برند سیاسی می­تواند بر ترجیحات رأ­ی­دهندگان تأثیرگذار باشد. همچنین، تأثیر مؤلفه‌های برند سیاسی بر ترجیحات رأی‌دهندگان در انتخابات مجلس قابل­توجه است، زیرا عناصر مختلف برندسازی سیاسی بر نحوه درک رأی‌دهندگان و انتخاب احزاب سیاسی تأثیر می‌گذارند.