آسیب‫شناسی اصلاح قانون مدیریت خدمات کشوری ‬‬‬با رویکرد توانمندسازی کارکنان دستگاه‫های اجرایی دولت

نویسندگان

1 دانش‫آموخته دکتری، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران،

2 استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران

3 دانشیار، گروه مدیریت دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران،

doi
چکیده

هدف: ارائه پیشنهادهایی برای اصلاح فصل نهم قانون مدیریت خدمات کشوری با عنوان توانمندسازی کارکنان و سایر فصول قانون مذکور در راستای مدل توانمندسازی کارکنان دستگاه‫های اجرایی دولت. روش: روش پژوهش به لحاظ استراتژی، کیفی؛ به لحاظ هدف، اکتشافی؛ به لحاظ مخاطب، کاربردی؛ به لحاظ نوع داده، کیفی و به لحاظ روش جمع‫آوری داده‫ها پیمایشی است. جامعه آماری شامل خبرگان اداری و دانشگاهی که دارای یکی از دو شرط دکتری مدیریت دولتی و سابقه تدریس و پژوهش در حوزه مدیریت منابع انسانی یا سابقه فعالیت در حوزه‫ مدیریت منابع انسانی در سازمان مدیریت و برنامه‫ریزی کشور و مرکز آموزش مدیریت دولتی بودند؛ است که 23 نفر از آنها که برای شرکت در پژوهش اعلام آمادگی نمودند به عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار جمع‫آوری داده‫ها پرسش‫نامه، با استفاده از تکنیک دلفی است. یافته‫ها: پس از انجام سه دور دلفی بین خبرگان اجماع حاصل شد و مدل مفهومی توانمندسازی کارکنان دستگاه‫های اجرایی دولت با 2 بعد، 6 مولفه و 27 شاخص ارائه شد. نتیجه‫گیری: براساس شاخص‫های مدل مفهومی، پیشنهادهایی برای اصلاح فصل نهم و سایر فصول قانون مدیریت خدمات کشوری در راستای توانمندسازی کارکنان دستگاه‫های اجرایی دولت، ارائه شد.