واکاوی «معنابخشی زندگی به واسطۀ اهداف دنیوی» از منظر ژان پل سارتر و آلبر کامو (با نگرش ويژه به نمایشنامه های مردگان بی کفن و دفن اثر سارتر و دادگسترها اثر کامو)
نویسندگان
1 دانشیار گروه ادبیات و زبان های خارجی، واحد کرج، دانشگاه آزاد اسلامی، کرج، ایران.
2 دانشجوی دکتری فلسفه هنر، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران. ایران
doi
https://doi.org/10.71689/icsq.2025.1202367چکیده
مقالة حاضر بر این فرض است که اندیشمندان غیردینیِ اگزیستانس، بر خلاف متفکران دینی که زندگی و مرگ را هدفمند و معنادار می دانند، بر بی معنایی حیات اشاره دارند، اما در عین حال به دنبال یافتن راهی برای رهایی از این معناباختگی هستند. در نمایشنامة مردگان بی-کفن و دفن، سارتر گروهی انقلابی را به تصویر می¬کشد که با مردن برای یک آرمانِ این جهانی، تلاش می¬کنند تا به زندگی خود معنا ببخشند. کامو در نمایشنامة دادگسترها، گروهی انقلابی را معرفی می¬کند که تنها راه معنا بخشیدن به زندگی را مرگ در راه یک هدفِ دنیایی می دانند. پرسش اصلی مقاله این است که آیا اهداف دنيوي و زمینیِ مطرح شده توسط اندیشمندان غیر دینیِ اگزیستانس، می تواند به زعم آنها به زندگی و مرگِ پوچِ آدمی معنا ببخشد؟ در این پژوهش، به روش توصیفی- تحلیلی و با گردآوری اسناد کتابخانه¬ای، معنا بخشیِ زندگی بواسطۀ اهداف دنیوی، از دیدگاه سارتر و کامو، به عنوان نمایندگانی از متفکران غیردینی مورد توجه قرار می¬گیرد و در نهایت، مقاله به این نتیجه می¬رسد که اهداف مادی نمی تواند پوچیِ زندگی و مرگ را توجیه کند و باورهای الهی و اهداف معنوی، آدمی را قادر می سازد تا بر حیات خویش معنا ببخشد و خود را از پوچ بودنِ هستی، برهاند.