بررسی نقش عقل در دوران اخباریگری
نویسندگان
1 تهران
2 دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
با توجه به تحول علم اصول و فراز و نشیبهای فراوانی که در درازنای تاریخی خود داشته، عقل به عنوان اصلیترین مسألهی اصولی، دچار چالشهای فراوان شده است. از دیر زمانی این مسأله مارا در اندیشه داشته است که در فرآیند راهیافتن به گزارههای فقهی، عقل را چه جایگاهی است؟ این خود مسألهای است کهن که از نخستین سدههای پیدایش دانش کلام و اصول و فقه عرصهای برای رویارویی اندیشهها بوده و خود زمینهی پیدایی مکتبها و مذهبها را نیز فراهم ساخته است. برخاستن مکتبهایی چون اهل رأی و اهل حدیث بدین سرچشمه باز میگردد و این دو مکتب بیش از هر چیز بر سر گسترهی عمل عقل در برخورد با متون دینی با یکدیگر اختلاف داشتهاند. به هر روی، تقابل دو رویکرد متفاوت در این عرصهی مهم در دانشهایی چون تفسیر، کلام، فقه و اصول جلوه میکند. از این رو، از دیرینترین دستاوردهای نوشتاری اصولیان تا امروزیترین کتابها، نشانههایی از این نزاع را میتوان مشاهده کرد. در تبیین جایگاه عقل، کسانی که شأن و منزلتی برای عقل باور دارند در سه رویکرد کلان زیر میگنجد: 1. عقل میزان شریعت باشد. 2. عقل کلید شریعت باشد. 3. عقل چراغ شریعت باشد. در این مقاله، تلاش کردهایم تا این رویکردها را با نگاهی تاریخی به عنوان بررسی عقل در دوران اخباریگری مورد واشکافی قراردهیم.