انسجام درپیکره میانفرهنگی فرهنگفقرشهری (تحلیل سازهی و بینرشتهی فرهنگفقرشهری درتهران، مورد مطالعه: مناطق 10 و 17 شهرتهران)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی فرهنگی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار جامعه شناسی، گروه علوم اجتماعی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استاد جامعه شناسی،گروه علوم اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
https://doi.org/10.71689/icsq.2025.1202372چکیده
درتعامل میان فرهنگی( فرهنگ روستایی، ایلاتی، شهری و ...) برخی ازخردهفرهنگهای پیرامون فقر، فرهنگفقرشهری برساخت میشود. درنتیجه واقعیت فقر، ماهیت فرهنگی خاصی را نمایان میسازد و صاحبان این فرهنگ( فقرا) معنا و تفسیر دیگری ازفقر مینمایند و مساله فقر متمایز بیان میشود. اهمیت و ضرورت چنین نگاه و رویکردی به مساله فرهنگفقر به دلیل روند روبهافزایش فقرشهری و الگوی انتشاری آن درشهرهای جهان، ایران و به طورخاص درشهرتهران دردهههای اخیر، دوچندان است. نوشتارحاضربخشی ازیک پژوهش است که زمینهها، میانجیها و پیآمدهای فرهنگ فقر، فقرفضایشهری و فرهنگفقرشهری، را درسطوح خرد و کلان، ذهن و عین، ساختار و عامل، بهویژه ازمنظر رشتههای فرهنگی و بهطور خاص جامعهشناسیفرهنگی، دربرخی مناطقشهری تهران بهروشآمیخته همزمان و متوالی مطالعه و پژوهش نموده است. حجمنمونه بخش کیفی پژوهش برای اجرای گروهمتمرکز 14 متخصص و خبره و برای بخش کمی(پیمایش) 360 خانوار ازمناطق 10 و 17 شهر تهران بود که بهشیوه نمونهگیری جیپاور، انتخاب و پرسشنامه پژوهشگر ساخته روادار(آلفای بیش از94%) را تکمیل کردند. برخی ازدستآوردههای بخش کیفی، تعریف و برساخت سازه مفهومی و نظری فرهنگفقرشهری و تدوین ابعاد تشکیلدهنده و نظاممندی آن درقالب گزارههای نظری است. یافتههای پیمایش، سنجش فرضیههای مرتبط با فرهنگفقرشهری است که نشانگر انسجام درونی و بیرونی آنها و تایید معناداری رابطه میانخوشهی و درونخوشهی فرهنگفقرشهری با فقرفضایشهری توسط آزمونهای آماری T و همبستگیهای رگرسیونی است.