ارائه الگوی جهت سنجش تعاملات علّی میان عوامل مؤثر بر رفتار شهروندی سازمانی در آموزش عالی (مطالعهای در دانشگاه مازندران با استفاده از تکنیک دیمتل)

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، باشگاه پژوهشگران و نخبگان جوان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر، قائمشهر، ایران

2 دانش آموخته دکتری، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، گروه مدیریت دولتی، تهران، ایران.

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد، مؤسسه آموزش عالی فروردین، قائمشهر، ایران.

doi
چکیده

زمینه: رفتار شهروندی سازمانی مجموعه ای از رفتارهای داوطلبانه و اختیاری است که بخشی از وظایف رسمی افراد در محیط کار نیستند، اما با این وجود، توسط آنان انجام و باعث بهبود مؤثر وظایف و نقش های سازمان می شوند. براین اساس، سازمان ها بدون تمایل داوطلبانه افراد به همکاری، قادر به توسعه اثربخشی خرد جمعی خود نیستند. امروزه رفتار شهروندی سازمانی، به عنوان رویکرد جدید مدیریت نوین نیروی انسانی در بسیاری از سازمان ها مورد استفاده قرار گرفته است، که در میان اهمیت تعاملات آن با برخی از متغیرهای سازمانی دارای اهمیت فراوانی است. هدف: هدف از پ‍ژوهش حاضر ارائه الگوی جهت سنجش تعاملات علّی میان عوامل مؤثر بر رفتار شهروندی سازمانی در آموزش عالی بوده که بدین منظور دانشگاه مازندران به عنوان نمونه موردی در آموزش عالی مورد مطالعه قرار گرفته است. روش ها: روش این تحقیق از نوع توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تکنیک آزمایش و ارزیابی تصمیم گیری می‌باشد. متغیرهای این پژوهش شامل رهبری تحول آفرین، معنویت در محیط کار، رفتار شهروندی سازمانی، جو سازمانی و سلامت سازمانی است. جامعه آماری را خبرگان و مسئولین مرتبط با وضعیت نیروی انسانی در دانشگاه مازندران در سال 1394 تشکیل می‌دهند که این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردیدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی جمع آوری شد. تجزیه‌وتحلیل داده ها نیز بر اساس تکنیک دیمتل انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که رهبری تحول آفرین در دانشگاه مازندران بهترین عامل نفوذ کننده بر متغیرها بود ، هم چنین رفتار شهروندی سازمانی به عنوان متاثرترین متغیر شناخته شد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که منابع انسانی هر سازمان، باارزش‌‌ترین سرمایة آن محسوب می شوند و نقش تعیین‌‌کننده‌‌ای در اثربخشی آن دارند، مدیران همواره در تلاش برای بهره‌‌گیری بهینه از این منابع بوده‌‌اند. از طرف دیگر، سازمان‌‌ها بدون تمایل افراد به همکاری داوطلبانه و خودجوش، قادر به افزایش اثربخشی و بهبود عملکرد خود نیستند.