از تقابل تا هم‌افزایی: تحلیل نقش اعتماد و فرهنگ در مشارکت اجتماعی و کارایی سیاست‌های اقتصادی

نویسندگان

1 استادیار، دانشکده اقتصاد، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.

doi
https://doi.org/10.71689/icsq.2025.1204469
چکیده

تعامل میان نهادهای رسمی و غیررسمی، به‌ویژه نقش فرهنگ و اعتماد عمومی، یکی از پیش‌شرط‌های کلیدی در موفقیت سیاست‌های اقتصادی و دستیابی به توسعه پایدار است. سوال پژوهش این است که چگونه تعامل میان فرهنگ، اعتماد عمومی، و نهادهای رسمی بر مشارکت اجتماعی اثر می گذارد؟ هدف اصلی این پژوهش، تحلیل نقش نهادهای غیررسمی و فرانهاد فرهنگ در تعامل با قوانین رسمی و تأثیر آن‌ها بر اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی است. روش پژوهش تحلیلی – توصیفی با استفاده از مبانی نهادگرایی است. نوآوری این تحقیق ارائه چارچوبی نظام‌مند برای درک رابطه پیچیده بین نهادهای رسمی و غیررسمی در ایران، با تأکید بر اثر شوک‌های اقتصادی و اجتماعی است. یافته‌ها نشان می‌دهند که همگرایی و تعامل مکمل میان نهادهای رسمی و فرهنگ عمومی منجر به افزایش اعتماد اجتماعی، سرمایه اجتماعی، و کارایی سیاست‌های اقتصادی می‌شود. در مقابل، واگرایی و تضاد میان این نهادها، به‌ویژه در دوره‌هایی از تاریخ ایران نظیر سیاست‌های تعدیل اقتصادی دهه 1370 و شوک‌های اقتصادی و سیاسی اخیر، کاهش اعتماد و افت مشارکت اجتماعی را در پی داشته است. در نهایت، مدیریت مؤثر تضادهای نهادی، استفاده از فناوری‌های نوین، و بهره‌گیری از نظام آموزشی و رسانه‌ها برای تقویت همگرایی، ابزارهای کلیدی در ارتقای اعتماد و انسجام اجتماعی شناسایی شده‌اند. نابرابری، قومیت، فساد، رسانه ها، شوک های اقتصادی و سیاسی به بی‌اعتمادی، کاهش مشارکت اجتماعی و ناکارآمدی سیاست‌ها منجر می‌شود. اولویت دادن به حفظ اعتماد و مشارکت اجتماعی در سیاستگذاری، مدیریت تضادهای اجتماعی، استفاده از فناوری های جدید، نظام آموزشی و رسانه‌ برای همگرایی نهادهای رسمی و فرهنگ موثر خواهد بود.