مهاجرین افغانستانی در ایران و احساس تعلق به جامعه مبدا: پنداره ها، شبکه ها و ارتباطات

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری علوم سیاسی(جامعه شناسی سیاسی)، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاداسلامی، تهران، ایران

4 استادیار گروه علوم سیاسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
https://doi.org/10.71689/icsq.2025.1226793
چکیده

حضور چند ده های مهاجرین افغانستانی و ورود نسل های جدید تولد یافته در ایران، علاوه بر ترکیب جمعیتی، باورها، طرز تلقی ها و تمایلات اجتماعی و فرهنگی آنها را عمیقا دگرگون ساخته است. این پژوهش در پی آن است که با توجه به تغییرات نسلی مهاجرین، آنها تا چه اندازه به وطن آباء و اجدادی خویش گرایش دارند. با الهام از نظریه های فرهنگ پذیری، همگون سازی و قابلیت ها و آرزوها، احساس تعلق به جامعه مبدا در سه وجه پنداره های میهن دوستانه، فعالیت های درون شبکه ای و ارتباطات مستقیم با افغانستان مورد سنجش قرار گرفت. نمونه ها (414 نفر) از جامعه آماری مهاجرین بالای 20 سال در استانهای تهران، خراسان رضوی و اصفهان از طریق پرسشنامه گردآوری و داده ها با کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها حاکی از این است که مهاجرین به لحاظ بینشی، تمایلات مثبتی نسبت به افغانستان نشان میدهند اما در عمل از نظر فعالیت درون شبکه ای و ارتباطات با کشورشان در سطح بالایی قرار نداشته و گرایش آنها تقریبا ناچیز است. در نتیجه می توان گفت که روند کاهشی گرایشات بر اساس سه نسل مبین این است که با سپری شدن زمان، علائق مهاجرین جوان تر به افغانستان کاهش یافته و نسل های جدید دیگر رغبتی به بازگشت ندارند و لذا دولت جمهوری اسلامی باید راهبردها و برنامه های آتی خود را در مورد این جمعیت رو به فزونی، متناسب سازی نماید.