تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر پرورش خلاقیت دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی ناحیه یک آموزش و پرورش بهارستان

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم تربیتی واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران.

2 کارشناس ارشد تحقیقات آموزشی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران

3 استادیار گروه علوم تربیتی، واحد اسلامشهر، دانشگاه آزاد اسلامی، اسلامشهر، ایران

doi
چکیده

هدف: هدف پزوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش فلسفه برای کودکان بر پرورش خلاقیت دانش‌آموزان است. روش: روش این پژوهش علی – مقایسه ای است و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در دو بخش توصیفی و استنباطی از آزمون‌های کولموگروف‌اسمیرنف (K-S)، شاپیروویلک (SH-W) و t مستقل با بهره‌گیری از نرم‌افزار آماری SPSS-22 استفاده شد. افرادی که در روند اجرای این پژوهش شرکت داشتند پنجاه نفر از دانش‌آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی هستند؛ که از بین مناطق شهرستان بهارستان با استفاده از روش تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌ها از آزمون خلاقیت تورنس ( فرم B ) که شامل سه فعالیت بود، که در چهار خرده مقیاس سیالی، انعطاف پذیری، اصالت و بسط است، استفاده شد. یافته‌ها: خلاقیت در دانش آموزان مورد مطالعه متفاوت است. بطوریکه بر اساس مقایسه میانگین‌ها تفاوت در گروه دانش‌آموزان آموزش دیده (48/166) بیشتر از گروه دانش‌آموزان آموزش ندیده (96/132) است. نتیجه گیری: نتایج حاصل از فرضیه کلی پژوهش مبنی بر آنکه آموزش فلسفه برای کودکان بر پرورش خلاقیت دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی ناحیه یک بهارستان تأثیر دارد، نشان داد که آموزش فلسفه برای کودکان بر پرورش خلاقیت دانش‌آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی ناحیه یک بهارستان تأثیر دارد.